<آيتالله شاهرودي یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۸۴
برای این كه نگویند ما فقط بلدیم انتقاد كنیم.
و برای این كه نگویند بیانصافیم و بدبین و چیزهای خوب حالیمان نمیشود،
و برای این كه همه بدانند هدف ما از نوشتن اعلام این نكته است كه ما صداقت را میخواهیم،
و برای این كه با صدای بلند فریاد كنیم فرق بین خوب و بد را میفهمیم،
و برای این كه بگوییم اول با دید خوشبینانه به مسایل نگاه میكنیم و فقط آن موقعی كه گندش درآمد دنبال تئوریهای پیچیدهی توطئه میرویم – و البته میدانیم انتخابات نزدیك است و ... -
و برای این كه بگوییم برای خوبی ارزش قایلیم و در مورد آدمها از روی لباسشان قضاوت نمیكنیم،
و برای این كه بگوییم به صداقت ذاتی تمام آدمها اعتقاد داریم، مگر این كه خلافش ثابت شود،
آن گونه كه قاضی مرتضوی و دار و دستهاش متوجه بشوند و از خشم به خود بپیچند، خیلی آرام و محترمانه در برابر آیتالله شاهرودی كلاه از سر برمیداریم و میگوییم: ممنون! جناب آقای شاهرودی! اگر یك كار در عمرتان كرده باشید كه لایق لقب نشانهی خدا باشد، همین است كه از مظلوم دفاع كنید. ما در این كار با شما هستیم. هر چند دلخوریم. هر چند دیر آمدید. اما آمدنتان را تهنیت میگوییم و سپاس. موفق باشید. البته مطمئنم كه میدانید اگر حرفی نزنید بهتر از این است كه حرفی بزنید و كاری نكنید. ما منتظر اقدام عملی هستیم. ما با شما هستیم. باسمالله!
