<آزموده را آزمودن خطاست! شنبه ۲۴ اردیبهشت ۸۴
تراژدى که تکرار شود کمدى مىشود. يا به قول ما قديمىها آدم عاقل دوبار از يه سوراخ نيش نمىخوره. توى اين انتخابات هم خيلىها دارند آزمودههاى قبلى خود را تکرار مىکنند. روى سخنم با مردم نيست، چون مطمئن هستم آنها اشتباه نمىکنند. سخنم با کسانى است که شعور مردم را دست کم گرفتهاند. وامدار اصلاحطلب و توسعهگرا هم نيستم. اجازه دهيد، عرض مىکنم:
- آقاى رفسنجانى پس از يک دوره هشت ساله که به اسم توسعه اقتصادى جيب آقازادهها و پسرخالهها و بقيهى فاميل را پر کردند، دوباره آمدهاند تا توسعه را ادامه دهند. البته نه اينکه هشت سال دوره خاتمى بىکار بودند، برعکس جواز حضور خاتمى تداوم توسعه بود.
- البته کمدى رفسنجانى به همينجا ختم نمىشود. ايشان پس از شکست در انتخابات مجلس ششم در تهران، دو باره به اين صرافت افتادهاند که يک بار ديگر محبوبيت خود را اينبار در کل کشور بسنجند.
- اصلاح طلبها در يک فضاى مستعد، کانديد نخبهى خود را معرفى کردند و توانستند از تودهى مردم رأى بگيرند. امروز اما پس از هشت سال قدرت درک اين مطلب را ندارند که شانس يک بار بيشتر در خانه کسى را نمىزند. حتا اگر معتقدند دوم خرداد حاصل يک برنامهريزى بود، نه يک شانس، بايد اين واقعيت را بپذيرند، که جامعه از عملکرد آنها راضى نيست، بنابراين کانديد مورد نظر آنها - معين- حتا اگر از فيلتر شوراى نگهبان بگذرد، رأى نمىآورد. بگذريم که اگر رأى هم بياورد، کارى نمىتواند بکند.
- اوج طنز اين کمدى که البته از فرط تکرار بسيار هم بىمزه شدهاست، بحرانى وانمود کردن امنيت بين المللى کشور در آستانه انتخابات است، تا باز مردم را از ترس حملهى دشمن پاى صندوقهاى رأى بکشند. داستان شبيه اين جوک است که مىگويند عده اى جاهل را گرفته بودند و به زندان مىبردند، يک پسر سوسول هم دنبال اينها راه افتاده بود و مىگفت جناب سروان ما را کجا مىبريد؟ به خدا اينها حاضرند پول هم بدهند تا آمريکا يکى از تأسيسات نظامىشان را بمباران کند تا مردم به صندوقهاى رأى هجوم بياورند!
و اما سخنى با چند فرهيخته:
- به آقاى معين که دوم خرداد همان «نه» بود و نه بيشتر. اصلاحات نتيجه دوم خرداد بود نه موجد آن که مردم به آن «بله» گفته باشند. البته در يک مقاله آکادميک مىتوان شروع اصلاحات را به مرحوم مصدق يا اميرکبير و حتا بزرگمهر نسبت داد ولى حرکت پوپوليستى دوم خرداد خود شروع فاز جديدى در اصلاحات بود که متأسفانه طرفداران شما نتوانستند از آن اقبال عمومى استفاده کنند.
-به طرفداران معين که مردم را از تحريم انتخابات مىترسانند که نيامدن آنها باعث مىشود تجربهى مجلس هفتم تکرار شود. اول اينکه برگزارى انتخابات مجلس هفتم، خود بزرگترين لکه ننگ بر دامن شما اصلاحطلبان است و حالا به جاى عذرخواهى و چارهانديشى از مردم مىخواهيد که بهاى آن اشتباه را بپردازند؟ به علاوه درست است که جناحى که در مجلس حضور دارد با رفسنجانى همه سروته يه کرباساند ولى از آن نظر با شما هم فرقى ندارند. ولى خوب تفاوتهايى بين شما و جناح توکلى و رفسنجانى وجود دارد. اگر چه عملکرد رفسنجانى هم به احتمال زياد تورمزا خواهد بود، ولى بين تورم رفسنجانى و تورم توکلى تفاوت از زمين تا آسمان است. رفسنجانى اگر هم بد عمل کند لا اقل حرف از توسعه مىزند؛ اين کجا و طرحهاى احمقانه توکلى کجا؟
-به شاهرودى که دو صد گفته چو نيمکردار نيست! البته تبرئه عبدى خوب است ولى حتا براى ترغيب مردم به شرکت در انتخابات هم که شده بايد همهى زندانيان سياسى از جمله گنجى را آزاد کنيد. راستش ياد يک شعار ايام انقلاب افتادم که «مهدى بيا شاه مسلمون شده!»
-به همهى طرفداران نظام که بياييد و با عجز و لابه -نه ارعاب و تهديد- از مردم عذر خواهى کنيد و التماس کنيد که در انتخابات شرکت کنند. اگر چه واقعن نيازى به آن نداريد. چه فرقى مىکند که چه کسى با چه ميزانى از رأى مردم انتخاب شود، براى ما که بالاتر از سياهى رنگى نيست! آب چو از سر گذشت چه يک وجب چه ده وجب!
-به خاتمى که بيا و همين يکبار غيرت کن و دراين روزهاى آخر استعفا کن. مگه نه اينکه تداوم اين نظام را مىخواهى؟ باور کن تداوم نظام در گرو کنارهگيرى شماست. از ما گفتن!
-در پايان هم براى اينکه خوانندگان عزيز خرده نگيرند که براى آنها حرفى نداشتهام و همهاش مال از ما بهترون شد، از شما مى خواهم که هرچه زودتر با شرکت پرشوردرانتخابات مشت محکمى به دهان استکبار جهانى بزنيد تا ما هم زودتر بودجه پروژه تحقيقاتىمون را بگيريم. والله اگه دير بشه قسطها و چکها عقب مىافته و من هم مىافتم زندان. بعدش نگيد سياسى بود!!
