<دنيا به كجا ميرود؟ سه شنبه ۲۷ اردیبهشت ۸۴
گزارشي به مناسبت روز جهاني مخابرات و موقعيت ايران در دنياي ICT
امروز روز جهاني مخابرات است. تحولات اين رشته آن قدر سريع است كه تصور آن براي قديميترها گاهي غيرممكن است. نتيجهي اين تحول سريع تغيير محيط و نحوهي زندگي و مفاهيم مختلف فرهنگي و اجتماعي است.
اگر دههي گذشته را دههي اينترنت بناميم، بدون شك دههي اول 2000 دههي موبيليتي و يا همان مخابرات سيار (موبايل) خواهد بود. همان طور كه در سال 1998 براي اولين بار مجموع ترافيك ديتا در دنيا از ترافيك صوت پيشي گرفت و اين نقطهي عطفي در ارتباطات انسانها با يكديگر بود در دههي حاضر تعداد تلفنهاي همراه و نحوهي استفاده از آن تغيير قابل ملاحظه خواهد داشت. اين تغيير همين الان هم شروع شده است. در سال 2002 براي اولين بار تعداد تلفنهاي همراه دنيا از تلفن ثابت بيشتر شد و در حال حاضر بيش از 1.200.000.000 تلفن همراه در دنيا وجود دارد در حالي كه اين آمار براي تلفن ثابت بيش از 1.100.000.000 است. اگر توجه كنيم كه در چين فقط حدود 300.000.000 تلفن همراه هست و يك بازار بالقوهي 900.000.000 نفري در اين كشور براي فروش تلفن همراه وجود دارد كه آب از لبولوچهي شركتهاي ارائهكنندهي سرويس و گوشي تلفن همراه به راه انداخته است متوجه ميشويم كه اين روند سريع گسترش تلفن همراه به اين زوديها كند نخواهد شد. از طرف ديگر هنوز نسل دوم تلفن همراه كه در ايران نيز استفاده ميشود در حال گسترش است كه نسل سه با قابليتهاي ارائهي سرويسهاي پرسرعت ديتا در برخي نقاط جهان مثل ژاپن، آمريكا، امارات و چين نصب شده و گسترش يافته و از طرفي ايدهي نسل چهار موبايل كه كاربرد اصلياش ارتباطات ديتاست و بدين منظور طراحي شده است مطرح است.
ژولورنهاي ICT اما به اينها هم راضي نيستند و اين روزها سخن از شبكههاي همهجايي/هميشگي (Ubiquitous) است. شبكههايي كه در آن هر كسي در هر لحظهاي هر جايي باشد هر كاري بخواهد بتواند انجام دهد. اين خيلي وسيعتر از بحث e-everything است كه اين روزها مطرح ميشود و شامل يك سري بحثهاي حقوقي، فرهنگي و شبكهي عظيمي از حسگرها و كنترلكنندهها ميشود. در ژاپن قصد دارند تا سال 2010 يك شبكهي اوليه از اين نوع را برپا كنند. از آن طرف پروژهاي براي ارسال 288 ماهواره به فضا با نام پروژهي Teledesic با حمايت چندين سرمايهدار بزرگ از جمله Bill Gates و شركت موتورولا و يك شاهزادهي اماراتي تعريف شده تا تمام نقاط دنيا را تحت پوشش ارتباطات سيار و پرسرعت قرار دهند. اين بحثها برخي مواقع آن قدر عجيباند كه حتي كساني كه در قلب بزرگترين شركتهاي ICT آمريكا كار ميكنند آنها را علمي تخيلي ميدانند.
به هر حال در اين دنياي ارتباطات پرسرعت، ايران نيز اين تغييرات را دريافته و عليرغم سيستم پراشكال وزارت ICT و تنگنظريها و باندبازيها و تحريم اقتصادي كه فشارهاي زيادي را بر سيستم وارد ميكند رشدي را آغاز كرده است. هر چند كه اين مساله اصلا به اين معني نيست كه اكنون در موقعيت خوبي هستيم. هماكنون ضريب نفوذ تلفن همراه در ايران كمتر از 8 درصد است، ضريب نفوذ كاربران ديتا حدود 7 درصد است، ضريب نفوذ رايانهي شخصي حدود 3 درصد است و 13 درصد خانههاي شهري و صفر درصد خانههاي روستايي به اينترنت متصلاند. ظرفيت كل اينترنت كشور حدود 800 مگابيت بر ثانيه است (بحرين 5 سال پيش 40 مگابيت بر ثانيه ظرفيت داشت)، ارتباط فيبر نوري به backbone اينترنت دنيا برقرار شده و چند ده هزار كيلومتر فيبر نوري در كشور كشيده شده است. اما محتواي صفحات اينترنت فارسي نسبت به كل صفحات خيلي كمتر از 1 درصد است و فقط 20 درصد دانشگاههاي ايران وبسايت دارند. به ازاي هر 100 ايراني فقط 6 كارت الكترونيكي وجود دارد و اين در حالي است كه در آمريكا به ازاي هر 100 نفر بيش از 120 كارت الكترونيكي و اعتباري وجود دارد. در هر صورت اين آمار حكايت از راه درازي دارد كه در پيش داريم.
هر چند كه اين متن براي صحبت در مورد راههاي افزايش سرعت پيشرفت جاي مناسبي نيست اما به صورت كلي ميشود مطرح كرد كه براي كم كردن اين فاصله بايد در جهت ثبات سياسي و اقتصادي در كشور، افزايش مشاركت مردم در امور، گسترش سيستمهاي بهينهسازي پيوسته كه اجازهي نقد پيوستهي تمام اركان نظام به عنوان خدمتگزار مردم و نه يك موجود مقدس را فراهم كند، برنامهريزي دراز مدت و كاهش تنش با دنيا كوشيد.
روز جهاني مخابرات را به تمامي متخصصاني كه با وجود تمام سختيها در ايران ماندهاند و به خدمت به مردم اين سرزمين مشغولاند تبريك ميگويم.
