<ما تنهاییم جمعه ۱۷ تیر ۸۴

بر کنار درهای بسته‌ی بقیع و در فاصله‌ی بین مسجد پیامبر و بقیع، همان جا که قبلا محله‌ی بنی‌هاشم بوده و حالا خرابش کرده‌اند و هیچ نشانی از آن نیست، هر شب، پس از آن که تمام مغازه‌های اطراف قبرستان بسته می‌شود – که این خود حکایتی دیگر است که دور تا دور قبور مقدس در ایران باشد یا عراق و یا عربستان ابوسفیان‌ها مشغول خرید و فروش‌اند - جوانان ایرانی را می‌بینی که سر بر گریبان گرفته‌اند واشک می‌ریزند. و شرطه‌ها که هر چند وقت یک‌بار می‌آیند که حاجی! حرک! و حرکت جمعیت و پس از چند لحظه همان آش و همان کاسه. و هر چند لحظه یک بار صدای زن و مردی عرب را می‌شنوی که: این‌ها کیستند؟ و جواب که: جوانان شیعه‌اند که بر زیارت بقیع می‌گریند. و تو می‌دانی که "من زار القبور مشرک". آن جا غریبی را می‌بینی. و هیچ دوستی انگار آن جا نیست. و شیعه که مشرک است.

در اروپا، آن جا که تمام چشم‌ها روشن است و تمام موها طلایی! تو یک کله‌سیاهی. و این البته خیلی فحش بدی نیست. و اما آن وقت که ایرانی باشی، بدون این که حتی یک بمب در اروپا منفجر کرده باشی تروریستی و پاسپورتت مایه‌ی شرم است.

در آمریکا ولی وضع به‌تر است. دست کم کسی با رنگ مو و چشمت مشکل ندارد اما این بار تو خیلی تروریستی. غافل از هشت‌صد میلیارد دلاری که در این مملکت سرمایه‌گذاری کرده‌ای. بالاخره درست است که بن لادن را محکوم کرده‌ای اما هنوز سر خود را در برابر حاکمان مطلق دنیا کاملا خم نکرده‌ای. تو خشنی. نمی‌فهمی که از دیوار سفارت مردم نباید بالا رفت. و تمام ایرانی‌ها خشن و بی‌فرهنگ‌اند و عکس ره‌برانشان را باید بر کاغذ توالت چاپ کرد. ما با عرب‌های تندرو هیچ فرقی نداریم. ما در صحراها زندگی می‌کنیم و اسکی نمی‌دانیم چیست و یک کمی از سومالی وضعمان به‌تر است. همین.

در آفریقا هیچ کس نمی‌داند که ما سیاه‌پوست‌ها را چه قدر دوست داریم و اگر پولی دستمان باشد حاضر می‌شوند کمی با ما تروریست‌ها لاس بزنند و بس.

در سازمان ملل و کنفرانس غیرمتعهدها و کنفرانس کشورهای اسلامی و شورای هم‌کاری خلیج فارس و وقت کشیدن نقشه‌های جغرافی و در فدراسیون‌های جهانی ورزشی و خیلی جاهای دیگر نیز حق ما به راحتی نادیده گرفته می‌شود.

من نمی‌خواهم بگویم که این وضع خوب است یا بد. نمی‌خواهم بگویم آنان که در کنار بقیع گریه می‌کنند یا به اروپا و آمریکا مهاجرت می‌کنند کار خوبی می‌کنند یا بد. و البته قصد ندارم برای کسی تکلیف تعیین کنم. فقط می‌خواستم یادآوری کنم . به‌تر است بگویم تاکید کنم که ما تنها هستیم. و کسی ما را دوست ندارد.

من نمی‌دانم و نمی‌خواهم بگویم که ما ظالم هستیم که این طور شده و یا این که دارند به ما ظلم می‌کنند و مظلومیم.

من فقط می‌دانم که تقصیری در به وجود آمدن این وضع نداشته‌ام و اما تمام تلاش خودم را مصروف پراکندن پیام صلح و دوستی ایرانیان به جهان خواهم کرد. همین.

رحیم مخکوک :: July 08, 2005 :: انديشه

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/98

مطالب دیگر در زمینه انديشه

در دفاع از شيطان - نگاشته شده در سه شنبه ۱ شهریور ۸۴ به قلم:: نيما قديمى
بعضی از دیدگاه‌های شیطان‌گرایان (شیطان پرستان) - نگاشته شده در دوشنبه ۳۱ مرداد ۸۴ به قلم:: لرد کاوی
اخلاق و دين - نگاشته شده در پنجشنبه ۲۳ تیر ۸۴ به قلم:: نيما قديمى
ايدئولوژى کيهانى - نگاشته شده در دوشنبه ۱۶ خرداد ۸۴ به قلم:: نيما قديمى
اخلاق و دموکراسى - نگاشته شده در جمعه ۶ خرداد ۸۴ به قلم:: نيما قديمى

نظرات شما:

زيبا بود. پاينده باشيد و پايدار!

نوشته شده توسط : گام نخست در روز ۱۸ تیر ۱۳۸۴، ۹:۴۲ صبح