<تکنولوژى، نياز و قانون (1) چهارشنبه ۵ مرداد ۸۴
يکى از شعارهاى احمدىنژاد و يا بهتر بگوييم، پيوستار بنيادگرا در حاکميت ازسرگيرى غنىسازى اورانيوم به عنوان حق ايران براى دستيابى به يک فنآورى روز دنيا است. اينکه آيا بنيادگراهاى حاکم بر کشور، حال که به آرزوى ديرين خود يعنى يک دست شدن حاکميت رسيدهاند، باز هم به اين دست شعارها پاىبند خواهند بود يا مسير عملگرايى را طى خواهند کرد -چيزى که نگارنده مىانگارد- مطلبى است که عملکرد دولت آينده آن را روشن خواهد کرد.
آنچه اما دراين جا قصد بررسى دارم، خود تکنولوژى است. اينکه آيا تکنولوژى موجودى است کاملن بىطرف، که انسان مىتواند آنرا براى مقاصد خوب يا بد بهکار گيرد، يا اين که تکنولوژى ذاتن مفيد، لازم و حتا ضرورى است و شايد هم موجودى است کاملن شرور؟ چرا که نه؛ مگر نه اينکه پيشرفت تکنولوژى محيط زيست بشر را به خطر انداخته است؟! مگر همين تکنولوژى هستهاى در ابتدا براى غلبه در يک جنگ و به وحشيانهترين شکل ممکن بر عليه صدها هزار مردم بىگناه بهکار گرفته نشد؟ و مگر پيشرفت ماهواره و اينترنت بسيارى از مرزهاى اخلاقى را بر نچيد؟ همانطور که قبلن هم گفتهام، تکنولوژى بيش و پيش از اينکه نيازى از بشر بر طرف کند، نياز مىآفريند. اجازه دهيد يک مثال از وضع مملکت خودمان بزنم: يکى از مديران بسيار موفق در صنعت مخابرات کشور معتقد است، هنوز هم نياز اصلى مملکت ما «بوق» است! بسيارى از روستاهاى دور افتاده در مملکت ما هستند که منتظر يک خط تلفن آنالوگ هستند و نه بيشتر. اما از طرفى شرکت مخابرات در پى ايجاد پايلوت NGN است که شايد تا دهها سال ديگر مورد نياز مردم ما نباشد. اما حق با مسولان مخابرات است. با پيشرفت تکنولوژى، قطعهسازان ديگر قطعههاى مورد نياز براى ساخت مراکز تلفن ديجيتال فعلى را توليد نمىکنند و شما مجبور خواهيد شد سراغ تکنولوژىهاى جديد برويد.
اما آيا برق هستهاى هم از چنين ضرورتى برخوردار هست؟ صرف نظر از ذخاير نفتى، با وجود ذخاير عظيم گاز در کشور تا دهها سال از هر منبع انرژى ديگرى بىنياز هستيم. از طرفى به عنوان مثال بخش عمدهاى از بنزين مصرفى کشور از خارج تأمين مىشود، آيا بهتر نيست بودجهى لازم براى غنىسازى اورانيوم صرف پالايش نفت و توليد بنزين در داخل بشود؟
