<خواهش یکشنبه ۹ مرداد ۸۴
«برای اکبر و ماندنش»
سر میگذارم بر شانههايت
و ابروار
میگريم از درد،
بر اين سکوت سترون
که تو آغاز کردهای.
میخواهم بگويم:
از تنگنای پنجره شب
نقبی بزن به نور.
فرياد کن، فرياد
روز را
«صبح امروز» را!

و ابروار
میگريم از درد،
بر اين سکوت سترون
که تو آغاز کردهای.
میخواهم بگويم:
از تنگنای پنجره شب
نقبی بزن به نور.
فرياد کن، فرياد
روز را
«صبح امروز» را!