<خواهش یکشنبه ۹ مرداد ۸۴


«برای اکبر و ماندنش»

سر می‌گذارم بر شانه‌هايت

و ابروار

می‌گريم از درد،

بر اين سکوت سترون

که تو آغاز کرده‌ای.

می‌خواهم بگويم:

از تنگنای پنجره شب

نقبی بزن به نور.

فرياد کن، فرياد

روز را

«صبح امروز» را!

سید سام الدین ضیائی :: July 31, 2005 :: شعر - ترانه

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/127

مطالب دیگر در زمینه شعر - ترانه

برایم فرشته‌ای بفرست - نگاشته شده در چهارشنبه ۲۶ مرداد ۸۴ به قلم:: آلیوس ماکسیموس
افسانه‌ی عشق مِه‌آلود - نگاشته شده در جمعه ۱۴ مرداد ۸۴ به قلم:: عباس معروفی
مسيح باز مصلوب! - نگاشته شده در یکشنبه ۱۲ تیر ۸۴ به قلم:: سید سام الدین ضیائی
حقیقت شعر - نگاشته شده در جمعه ۱۰ تیر ۸۴ به قلم:: آسمون
لبخند - نگاشته شده در سه شنبه ۷ تیر ۸۴ به قلم:: عباس معروفی

نظرات شما: