<دلايل انتقادات بر اصلاح طلبان دوشنبه ۳۰ آذر ۸۳


پارسا صائبى

دوستى اى ميل زده و بر تندى اينجانب به اصلاح طلبان انتقاد کرده است. توضيحات زير را براى روشن تر شدن دلايل انتقادات از اصلاح طلبان حکومتى و رفع سو تفاهمات لازم مى بينم:

الف) اصلاح طلبان فرصت سوزى کرده اند و نمى خواهند به هيچ وجه آن را بپذيرند. به عبارت بهتر هنوز از برخورد مسوولانه شانه خالى مى کنند. اگر پروسه اصلاحات مهم بوده است اگر چند سال مردم به اصلاح‌طلبان تا آنجا که در توان داشته‌اند کمک رسانده اند، حالا چرا خود اصلاح طلبان دلايل و شواهد خود را رو نمى کنند و دلايل ناکاميهاى خود را به طور شفاف با مردم درميان نمى گذارند. چرا ناگفته ها هنوز ناگفته مانده اند و در اين شرايط که بهترين فرصت ها براى درس گرفتن از جنبش اصلاحات است اين ناگفته ها براى عده اى وجه المصالحه ادامه فعاليت سياسى شده است؟ اصلا فرض کنيد که اصلاح طلبان دلايل و گلايه مندى هاى خود را دارند، چرا آنها حتى از مردم به خاطر عدم همراهى هاى اخير گله مند نيستند؟ اساسا طورى برخورد مى کنند که گويى همه چيز به وضعيت قبل از دوم خرداد برگشته و اتفاقى در اين هشت سال رخ نداده و اکنون در حال معرفى يک خاتمى جديد هستند.

ب) اصلاح طلبان براى آينده برنامه اى ندارند، حرف از حضور در پاى صندوق ها مى زنند. بدون اينکه معلوم باشد با حضور مجدد مردم - که خود نيز به خوبى ميدانند چنين حضورى به اندازه دوم خرداد ۷۶ و هجدهم خرداد ۸۰ ديگر تکرار شدنى نيست- قرار است چه استراتژى مشخصى پيگيرى شود، مطالبات حول چه چيزهايى است، برنامه‌ها چيست و چقدر ضمانت اجرايى براى آنها هست؟ اصلاح طلبان مى گويند: شما فقط به کانديداى ما راى دهيد و آرامش فعال خود را حفظ کنيد و کارى به اين کارها نداشته باشيد! اگر چيزى غير از اين مى گويند بفرمايند. ما حرفهاى خود را پس مى گيريم.

ج) اصلاح طلبان مدت ها است که ديگر حتى انتقادات خود را از اقتدار گرايان تعطيل کرده اند. اشاره‌اى به انسداد رسانه‌اى، نقض حقوق بشر، تعطيل کردن رکن چهارم دموکراسى نميکنند، آنها ديگر حتى به انتخاباتى که خود «غير عادلانه» و «غير رقابتى» مى ناميدند، کارى ندارند. آنها ديگر با مجلس هفتم که خود آنرا «فرمايشى» مى ناميدند کارى ندارند، آنها ديگر به «تعطيل کردن بساط جمهوريت» و «يادگار جاويد امام (پرچمدار جمهوريت)» اشاره اى نمى کنند، به عنوان يک شهروند ايرانى حق ندارم پرسم چه اتفاقى افتاده است؟ پس آنهمه هياهو ها و بگير و ببندها و تحصن و استعفاى دسته جمعى و استعفاهاى فردى آنچنانى و نطق هاى آتشين و غير ذالک براى چه بود؟ حالا اين سکوت براى چيست؟ کدام را باور کنيم؟ بالاخره بساط جمهوريت جمع شد يا نشد؟!

د) طرح فراخوان براى رفراندم گشودن يک باب جديد براى توجه بيشتر به اين مساله مهم در بين نيروهاى تاثير گذار بر آينده سياسى ايران بود. حتى خود کميته پيگيرى نيز با توضيحاتى تکميلى که داد، نشان داد که به دنبال برگزارى عجولانه يک رفراندم در آينده نزديک هم نيست چه رسد به «کليک کليک بنگ بنگ»! به عبارت بهتر هيچ يک از گروه هاى سياسى داخل و خارج از کشور حتى خود برگزار کنندگان و حتى اقتدار گرايان و مستبدين به اين طرح به عنوان يک طرح عملياتى براى برگزارى رفراندوم نگاه نکردند و آن را از اين جهت جدى نگرفتند. تنها کسانى که چون خروس بى محل از راه رسيدند و نابخردى خود را نشان دادند همين اصلاح طلبان حکومتى بودند. يک سياستمدار مدبر و کسى که خود را استراتژيست مى نامد بايد بداند که در چنين شرايطى بايد براى «چانه زنى در بالا» اقدام کرد. از اين حرکت براى گرفتن امتيازات و به عنوان يک اهرم فشار بر روى اقتدار گرايان استفاده کرد نه به عنوان يک چماق براى کوبيدن بدنه اصلاحات(‌بخوانيد جوانان و دانشجويان)! به نظر مى رسد که اصلاح طلبان هنوز باور ندارند که دوم خرداد يک نه بزرگ به قيم مابان و اقتدار گرايان و استبداد دينى بوده، گويا آنها هنوز گمان مى کنند که سى ميليون راى بالقوه در حساب ذخيره غير ارزى خود دارند. خير! شکست بزرگى در آخرين سنگر خود يعنى صندوق هاى راى پيش دارند و بعيد مى دانم آمدن کسى مانند هاشمى هم بتواند کمکى به آنها بکند. اگر تغييرى در سياست هاى خود ندهند و در اين چند ماه هر چه سريعتر خود را بازسازى نکنند، شکست آنها حتمى است. چانه زنى براى گرفتن چند کرسى وزارت و معاونت کابينه هاشمى به گمانم البته آرمان و آرزوى اصلاحات و مردم نبود! خود دانند.

از شکست اصلاحات خوشحال نيستيم و نبايد هم خوشحال باشيم. قبلا و پيش از اين آتش تهيه توپخانه سنگين اصلاح طلبان بر سر رفراندومى‌ها در مورد لزوم يافتن ربطى محکمتر بين اصلاح طلبى و پيگيرى رفراندوم نوشته بودم. متاسفانه آنها به کل رويه ديگرى در پيش گرفته اند و شايد هم به اصل خود برگشته اند.

شورای سردبیری فانوس :: December 20, 2004 :: فانوس قديم

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/372

نظرات شما: