<گفتگوى بين فرهنگ ها و تمدن ها (۲) دوشنبه ۳۰ آذر ۸۳
س.ع.دشمن شناس
اروپايى شوت: «حالا اين ايران کجا هست؟»
هموطن: «اى بابا، اينجا! اين که شکل گربه است. بين اين همه کشور، جاى به اين مهمى، چار راه دنيا»
ا.ش: «ببينم، من شنيدم که اونجا دخترها رو دار مى زنند.»
ه.و: « کى کو؟ کى کجا؟ نه بابا جان . خيلى خيلى کم پيش مياد، اصلا الان قوانين در حال عوض شدنه. قوانين در جهت آزادى و حقوق بشر در حال اصلاح شدنه.[الکى!] »
ا.ش: «راسته که خوردن مشروبات الکلى اونجا آزاد نيست و غير قانونيه؟»
ه.و: «آره، آزاد نيست»
ا.ش: «پس اين همه که ميگى به چه دردى مى خوره؟ وقتى آدم آزادى مشروب خوردن نداشته باشه به چه درد مى خوره؟»
ه.و: «حالا ببينم تو توى کشور خودتون ميتونى مشروب بخورى و توى اتوبان ها ويراژ بدى؟»
ا.ش: «نه! معلومه که نميشه!»
ه.و: «پس اين آزادى شما به چه درد مى خوره؟»
ا.ش: «ببينم، واقعا مگه اونجا ميشه… ؟»
ه.و: «پس چى معلومه که ميشه!»
نتيجهگيرى وزارت خارجهاى: ما نسبت به وضع حقوق بشر در اروپا نگرانيم!
