<دانشجو مجبور شد که خودش فریاد بزند: دانشجو زنده است شنبه ۲۱ آذر ۸۳


حمید رضا علاقه‌بند

پاییز. آذر. هوای سرد. تابستان. تیر. هوای گرم. کوچه. راه. مدرسه. دیوار. تقاطع. معلم. خانم. ناظم. آقا. جدول. مسئله. ضرب. تقسیم. مساوی. صفر. قانون. لباس مشکی. چله تابستان. چله زمستان. تحقیر. اجازه. نابودی. تجاوز. خاک. خانه. خرابی. ویرانی. نشئه. جادو. هذیان. دارو. خواب. دیازپام. کلونازپام. پوکساید. بوف. صادق. نیروانا. عدس. تخته. تیغ. سکوت. شیشه. چشم. گاو. دشنه. بوسه. توهم. گنگ. منگ. پرسه. پیاده. سیلی. سراب. سرب. سرگیجه. اسپینوزا. تهوع. راه بندان. نجات. خیال. خاموشی. فکر. افکار. مشت. لگد. خون. خودویرانگری. اعتراض. فریاد. شورش. طغیان. مرگ. رهایی.

پی نوشت:

به همه کسانی که فکر می کنند رفتار دانشجویان در مراسم 16 آذر سال 83 اشتباه بود.

شورای سردبیری فانوس :: December 11, 2004 :: فانوس قديم

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/396

نظرات شما: