<رفراندوم و يادى از تحصن یکشنبه ۸ آذر ۸۳


پارسا صائبى

بحث رفراندوم داغ است. بازار امضا کردن هاى تومار مربوطه البته متاسفانه چندان آنطور که مورد انتظار بوده است داغ نيست. اميدوارم شرايط طورى نشود که مانند ماجراى تحصن سال گذشته نمايندگان مجلس ششم مجبور شويم يادى از طنزپرداز عزيز هادى خرسندى کنيم. خاطر شريف هست؟ «مردم نيامدند و شما بور مانده ايد/ ايندفعه را به گمانم که همه کور خوانده‌ايد» البته واقع امر اين بود که مردم نيامدند و در نهايت دود آن توى چشم همه منجله خود مردم رفت و همه با هم بور مانديم!

بحث تحصن جداى از انتخابات بود، ميشد با يک حرکت اعتراض آميز مردمى و ادامه دادن آن بصورت مسالمت آميز و آرام (تحصن مردمى در جلوى مجلس) شوراى نگهبان را در مورد نظارت استصوابى به عقب نشينى هاى زياد وادار کرد و اين کار شدنى بود. البته اين حرکت غافلگيرانه و تاکتيکى ريسک زيادى داشت اما ماهيتا به همان دليل غافلگيرانه و نسنجيده بودن آن همه طرف ها را غافلگير کرد! مردمى نااميد که حلقه ارتباطيشان با اصلاح‌طلبان قطع شده بود. پايتخت نشينانى که مى خواستند سر به تن اصلاح طلبان نباشد. دانشجويانى که به شدت دلگير بودند. بدين سان شد که بومرنگ ابداعى بهزاد نبوى و دوستان به سمت خودشان برگشت و بى اعتنايى مطلق افکار عمومى در داخل فارق از جار و جنجالى که در دنياى مجازى در حمايت از تحصن و پيگيرى بحث ها راه افتاده بود، دست استبداد را براى پافشارى بر حق نامشروع خود بازتر گذاشت و نتيجتا نه تنها تحصن به جايى نرسيد بلکه مجلس دکورى گوش به فرمان آقاى خامنه‌اى قدرت را در دست گرفت و آب هم از آب تکان نخورد.

کارى به اين ندارم که خود اصلاح طلبان عاشق نظام و ايضا صندلى هاى قدرت چنان نصيحت هاى چند ساله منتقدان و روشنفکران را به هيچ گرفتند و به مغازله با نيروهاى پشت پرده و نهاد هاى انتصابى پرداختند و همه چيز را توجيه کردند که کار از کار گذشت. اما مردم هم فرصت مناسب بهره گرفتن براى دميدن سوختى دوباره به کوره خاموش شده جنبش دموکراسى خواهى را از کف دادند و طبق معمول همه چيز را با هم خلط کردند و کار از دست رفت.

اينبار هم شرايط حرکت رفراندوم مشابهت هايى دارد. مردم نااميد هستند و به اين سادگى به حضور تن در نمى دهند. محافظه‌کارى بالا است. بعضى ها متاسفانه به اين فکر مى کنند که اگر گردانندگان اين سايت دستگير شوند و نام ها و آدرس اى ميل ها بدست اطلاعات يا نهاد هاى موازى بيفتد چها خواهد شد و چه حمام خونى به راه خواهد افتاد!! هر چند که اعضاى کميته برگزارى از اعتبار به سزايى نسبت به اصلاح طلبان برخوردار هستند اما نکته اين است که رسانه‌ها درست عمل نمى کنند و حلقه هاى ارتباطى ضعيف هستند. عده زيادى از مردم اصلا از اينترنت بدشان مى آيد چون هيولايى از اينترنت در ذهن مردم عادى و افراد مسن تر شکل گرفته که به اين سادگى نمى توانند بر سد ذهنى کار با دنياى مجازى غلبه کنند. براى خيلى ها امکان دسترسى نيست. در کنار اين مسائل فنى اين نکته که مردم ما فعلا در نيم پريود قهر و نااميدى هستند موضوع مهمى است. عالم سياست هم عالم واقع گرايى است. حداکثرى کردن رفراندوم اقدامى نابهنگام بود. به نظر مى رسد که تجربه دو حرکت مجازى جنبش «امروز» شدن وبلاگ ها و خصوصا اقدام اخير «خليج فارس» ، سازگارا و ياران را به اين گمان انداخت که: « يا حالا، يا هيچوقت » . در حاليکه اين حرکت نيازمند بستر سازى هاى بيش از اين بود. چه در سطح تئوريک و چه در اقدامات عملى و سازماندهى ها. در زمينه تئوريک ميشد روى همخوانى داشتن رفراندوم و مبارزه مسالمت آميز و قانونى و در عين حال يافتن ربط و ارتباطى محکم تر بين جنبش اصلاح طلبى (‌چانه نزدن هاى دوم خردادى ها مد نظر نيست) و رفراندوم برقرار کرد. علاوه بر آن اتحاد عمل بين نيروهاى اپوزيسيون خصوصا نيروهايى که سابقه و تجربه فعاليت جمعى در اين کار داشته اند، شرط لازم براى موفقيت بوده و هست.

اصلى در شطرنج هست که در عرصه سياست نيز شايد چندان پر بيراه نباشد و آن اين است که بازيکن مهاجم دو برابر بازيکن مدافع انرژى مصرف مى کند. به عبارت ديگر هنگامى بايد دست به حمله زد که دوبرابر بيش از حريف امکان سنجى و بررسى ادامه هاى محتمل مورد ارزيابى قرار گرفته باشد. با چريک بازى و تعجيل کار سامان نمى يابد. چنانکه الان همه ما هم زير علم رفراندومى ها سينه بزنيم، اين اقدام زود و نسنجيده بود. حرف و گفتنى در اين مورد زياد است و در عين حال مستقل از نتايج اين دست نوشته ها، هيچ چاره اى جز حمايت از رفراندومى ها نيست، چون اين «عمل انجام شده» را بايد براى حفظ و صيانت از خود «حقوق بشر» تا آخر دنبال و حمايت کرد.

شورای سردبیری فانوس :: November 28, 2004 :: فانوس قديم

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/423

نظرات شما: