<درسي براي آنان كه مسابقه ميدهند یکشنبه ۸ آذر ۸۳
آرمين راد
وقتي جرج پس از شليك تپانچه در خط شروع مسابقهي 100 متر پاراالمپيك به زمين خورد و ديگر نتوانست بلند شود، هيچ كس فكر نميكرد چوناين اتفاقي بيافتد. او كه به طرز رقتباري دستوپا ميزد، از شدت ناراحتي و اين فكر كه حتي نميتواند برخيزد و خود را به عنوان نفر آخر به خط پايان برساند به گريه افتاد. ناگهان تمام 7 نفر ديگري كه مسابقه را چند ثانيه بود شروع كرده بودند ايستادند و به عقب نگاه كردند. بعد انگار كه يك تيم باشند همه با هم به عقب برگشتند، او را بلند كردند و بازو به بازو و شانه به شانه از خط پايان گذشتند.
من نميدانم داوران مدالها را چگونه بين اينان تقسيم كردند اما برايم وضح است كه هشت مدال طلا كه هيچ، هشتادهزار مدال طلا نيز نميتواند با ارزش اين كار برابري كند.
از حدود سي سال پيش كه اين اتفاق افتاد مشابه آن در هيچ مسابقهي رسمي دووميداني تكرار نشد!
