<بعضی از دیدگاه‌های شیطان‌گرایان (شیطان پرستان) دوشنبه ۳۱ مرداد ۸۴

این متون ترجمه متن اصلی کتاب مقدس شیطانی (Satanic Bible) است که به عنوان یکی منابع مهم این گرایش به کار می‌رود. این مطلب صرفاَ برای آگاهی بیشتر خوانندگان نوشته شده‌است و هیچ‌گونه جنبه تبلیغاتی ندارد.

زندگی، بزرگ‌ترین افراط‌کردن است. مرگ، بزرگ‌ترین پرهیز است. بنابراین بیشترین زندگی {از لحاظ مدت زمانی} را ایجاد کن – اینجا و حالا!

بهشتی برای درخشیدن و افتخار وجود ندارد و نه جهنمی که گناه‌کاران در آن کباب شوند. اینجا و اکنون روز عذاب ماست! اینجا و اکنون روز لذت ماست! اینجا و اکنون فرصت ماست! این روز را برگزین، این ساعت را، در برابر هیچ زندگی رهایی بخشی!
و به قلب خودت بگو: "من نجات‌دهنده و رستگار کننده خودم هستم"
جلوی آنهایی که به تو جفا می‌کنند را بگیر. بگذار آنان که برای ضایع کردن تو تدبیر به کار می‌برند، به پریشانی و رسوایی انداخته‌شوند. بگذار آنها قبل از گردباد، بی‌ارزش شوند و بعد از اینکه از خوشی سبب نجات تو شوند.
آنگاه {پس از مرگ} تمامی استخوان‌هایت با غرور خواهند گفت: " چه کسی شبیه من بوده‌است؟ آیا من در برابر دشمنانم قدرتمند نبوده‌ام؟ آیا من خودم را با ذهن و جسم خودم رستگار نکرده‌ام؟ "

The Book of Satan No. IV
Satanic Bible - Anton Szandor LaVey

-------
تصور غلطی در مورد شیطان‌گرایان هست که آنان به خدا اعتقاد ندارد، اما اینگونه نیست. مفهومی از خدا، که توسط انسان بیان شده‌است در طول اعصار دچار دگرگونی شده‌است و شیطان‌گرایان نیز بهترین تعریف را در این میان می‌پذیرند. انسان همیشه خدای خودش را بیش از آنکه خدا انسان را بسازد، ساخته است. خدا برای عده‌ای مهربان است و برای عده‌ای ترسناک. برای شیطان گرایان – چه با نام خاصی چون خوانده شود و چه بدون هرگونه نامی – نیروی تعادلی در طبیعت است و ربطی به عذاب کشیدن ندارد. {شیطان یا نیروی برتر، تنها یک نماد است}
تمام افرادی که به شیطان به عنوان نیرویی پلید اعتقاد دارند باید به مرگ مردها، زن‌ها، کودکان و حیوانات توجه کنند و بدانند که مرگ آنها به خاطر "خواست خدا" بوده‌است.
مسلما کسی که برای عزیز از دست رفته‌اش غصه می‌خورد باید بیشتر به فکر آن عزیز باشد تا دست و لطف خدا (چون اگر لطف خدا نبود، پس چرا غصه می‌خورند؟). اما در عوض، آنها با جملاتِ روحانیان از جمله " عزیزم، این خواست خدا بود " و " او اکنون پیش خداست، فرزندم " بیشتر تسلی پیدا می‌کنند. چنین جملاتی، راحت‌ترین و مناسب‌ترین راه برای مذهبیون برای چشم پوشی و بهانه در برابر بیرحمی‌های خداست! ولی اگر خدا قدرت کامل دارد و مهربان است، آنگونه که می‌بایست باشد، پس چرا می‌گُذارد چنین اتفاقاتی بیافتد؟
شیطان‌گرایان، انسان را درک می‌کنند و عمل و عکس‌العمل جهان برای هر امری را جواب‌گو می‌دانند و خود را با تفکراتی که دیگری ، فریب نمی‌دهد. هرگز عقب نمی‌نشیند و سرنوشت را بدون انجام هیچ کاری بپذیرد. شیطان‌گرا می‌داند که دعا کردن مطلقا هیچ فایده‌ای ندارد، در حقیقت، باعث کاهش شانس موفقیت می‌شود.
شیطان گرا از اصطلاحاتی چون "امید" و "دعا" دوری می‌کند آنگاه که حاکی از کمک و دستگیری است. اگر ما دعا کنیم برای چیزی که به وقوع بپیوندد، ما در جهت مثبت اتفاقی که می‌خواهیم بیافتد گام بر نداشته‌ایم. شیطان‌گرا می‌داند که هر چیزی که بدست می‌آورد ثمره عمل خودش است، پس از موقعیت‌ها استفاده می‌کند به جای اینکه از خدا بخواهد تا برایش ایجاد کند. تفکر مثبت و عمل مثبت، تواما منجر به نتیجه می‌شوند.
همانطور که شیطان‌گرا به خدا و دستیارانش (فرشته، پیامبر، امام، امامزاده و ...) دعا نمی‌کند، برای اشتباهی هم که انجام داده‌است، طلب آمرزش نمی‌کند. در مذاهب دیگر (مذاهب خداپرست) وقتی شخصی مرتکب خطایی می‌شود یا از خدا می‌خواهد که بخشوده شود یا پیش شخص میانجی (چون پیشوا، امام و ...) اعتراف می‌کند و از او طلب دعا می‌کند که خدا گناهانش را ببخشد. شیطان گرا می‌داند که دعا کردن خوب نیست، چون اعتراف پیش انسانی دیگر همانند خود آدم، هر چند کم، پست‌کننده شخصیت است.
وقتی که یک شیطان گرا اشتباهی مرتکب می‌شود، درک می‌کند که این موضوع طبیعی است که انسان دچار اشتباه شود و اگر واقعا در مورد کاری که انجام داده است متاسف است، از آن می‌آموزد و سعی می‌کند که دوباره چنین کاری نکند. اما اگر صادقانه متاسف نیست در مورد کاری که کرده است، و می‌داند که چنین کاری را بارها و بارهای دیگر خواهد کرد، دیگر کاری به اعتراف کردن و طلب بخشایش ندارد. اما این دقیقا چیزی است که اتفاق می‌افتد. مردم به گناهانشان اعتراف می‌کنند بنابراین می‌توانند وجدانشان را راحت کنند و آزاد شوند تا دوباره بروند و گناهشان را تکرار کنند، و اکثرا همان گناه را.
تعبیر‌های گوناگونی در مورد شکل متداول کلمه خدا وجود دارد، همانطور که شکل‌های مختلف انسان وجود دارد. تمامی تصورها از اعتقاد در مورد خدایی می‌آید که گونه‌ای مبهم و غیر معلوم از "فهمِ کلیِ جهانی" است، از خدایی که شبیه انسان است.
حتی با تعریفی که مذهب می‌دهد تصورهای شخصی در مورد خدا تفاوت‌های فاحشی دارند، با این وجود کدامین تصور صحیح است؟
W A N T E D! – God, Dead or Alive

لرد کاوی :: August 22, 2005 :: انديشه

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1266

مطالب دیگر در زمینه انديشه

ایمان خطرآفرین است (2) - نگاشته شده در یکشنبه ۶ شهریور ۸۴ به قلم:: لرد کاوی
نگاه - نگاشته شده در یکشنبه ۶ شهریور ۸۴ به قلم:: آلیوس ماکسیموس
علم و ايمان - نگاشته شده در یکشنبه ۶ شهریور ۸۴ به قلم:: نيما قديمى
ایمان خطرآفرین است - نگاشته شده در جمعه ۴ شهریور ۸۴ به قلم:: لرد کاوی
در دفاع از شيطان - نگاشته شده در سه شنبه ۱ شهریور ۸۴ به قلم:: نيما قديمى

نظرات شما:










Remember personal info?