<ایمان خطرآفرین است جمعه ۴ شهریور ۸۴

در مورد اعتقادات بدون اندیشه و اعتقادات با اندیشه!
افراد در تقسیم‌بندی از لحاظ ایمان‌داشتن، ظاهراَ در دو دسته جای می‌گیرند: دسته اول کسانی هستند که با ایمان می‌خوانیمشان (افرادی که دیدگاه‌های خاصی را از دیگران، بدون چون و چرا پذیرفته است). دسته دوم کسانی‌اند که روشنفکر، پویا، جستجوگر می‌نامیمشان (کسانی که سعی می‌کنند دنیا را خود، درک کنند).
همانطور که گفته‌شد، تفاوت اصلی این دو گروه در این است که گروه اول، با توجه به ادراکات دیگران از جهان، به روش آن‌ها سعی به درک جهان می‌کنند. به بیان دیگر، از دریچه ذهن آنان جهان را می‌یابند. اما دسته دوم، بدون توجه به دیدگاه و درک دیگری از جهان، خود سعی به شناخت و اتخاذ نتیجه می‌کنند.

ایمان، منجر به تعصب و خشک‌فکری می‌شود. چنین فردی تنها از یک منظر خاص جهان اطراف را درک می کند و گویی از یک فیلتر، تمام ادراکاتش را می‌گذراند. چنین فردی قادر نخواهد بود جهان را آنطور که هست باور کند؛ بلکه آنطور که آموخته است باور می‌کند. مثال اینگونه باورها در سرزمین ما بسیار است و فقط می بایست به اطراف خود نگاهی اجمالی بیاندازید تا نمونه‌های فراوانی را ببینید. مثلا در عده‌ای این باور ایجاد شده که موجودی به اسم جن وجود دارد و می‌تواند در زندگی انسانها دخل و تصرف کند. فردی که چنین باوری دارد، برایمان خاطراتی تعریف می‌کند که مثلا بعضی شب‌ها در انباری قدیمی منزل پدری‌شان صداهایی را می شنود یا کسانی را می بیند که سُم دارند. شاید هم جای پای آن‌ها را در مسیر عبورش به منزل می‌بیند! یا اینکه هر روز چیزهای اتاقش توسط اجنه جابجا می‌شوند. شاید بعضی هم برایتان از رفاقت با یک جن و اینکه در کارها کمکشان می‌کند، داستان‌هایی سَرِ هم می‌کنند. به هر حال این‌ها همگی از باورهایی که به آن اشخاص تحمیل شده، ناشی می شود.
اما کسانی که به اینگونه مسائل ایمان ندارند، مسلما چنین رویدادهایی را هم در زندگی ندارند و نمی‌بینند. و می‌توان به جرات گفت که اگر در ناخودآگاه‌شان هم چنین باوری ریشه ندوانده باشد، تا انتهای عمرشان هم با چنین اتفاقاتی سر و کار پیدا نخواهند کرد.
حتما با عده‌ای برخورد کرده‌اید که خواب اشخاص مهم را می‌بینند و با آنها ارتباط دارند. این هم گونه‌یی دیگر از ایمان است که باز هم ناشی از اعتقادات و باور افراد است. زیرا که هرگز یک مسیحی، امام زمان یا حضرت فاطمه را خواب نمی بیند، او مسیح یا مریم مقدس را خواب می‌بیند. و نیز چنین است یک مسلمان: او هم هرگز خواب سرزمین موعود و یا موسی کلیم الله را نمی بیند، خواب مسیح و مریم را هم نمی‌بیند!
ملاحظه می‌شود که این فیلترِ اعتقادی حتی در عالم خواب هم بر فعالیت‌های ذهنی ما تاثیر گذاشته و آن‌ها را هم پس از پالایش به خوردمان می‌دهد.

و اما عده دیگری که سعی کرده‌اند خودشان جهان اطراف را درک کنند؛ آن‌ها هم متاسفانه دچار باورهای خاص خودشان شده‌اند! وقتی که به روش تفکر کردن دقت‌ می‌کنیم، متوجه می‌شویم که فرد پس از رسیدن به نتیجه خاصی، پس از تاملات و تفکراتش، نسبت به نتیجهء مذکور، همان حالت ایمان را به خود می‌گیرد! مثلا من شروع به اندیشیدن در مورد ماهیت درون کُره زمین می‌کنم. برای همین دست به تحقیق می‌زنم و پس از مدت‌ها اندیشیدن و مطالعه، در‌می‌یابم که هسته زمین متشکل از فلزات مذابی چون آهن، طلا و نقره می باشد. این یافته باعث شکل گرفتن ایمانی در من می شود که اگر کسی به من بگوید که در هسته زمین طلا و نقره نیست، دقیقا همانند فرد متعصب و دیندار، جبهه خواهم گرفت و احساس می کنم که به باورهایم بی‌حرمتی شده‌است! بنابراین در حوزه اندیشه هم می توان ایمان را یافت. لذا، هر دو دسته دارای ایمانند و تنها تفاوتشان در آن است که دسته دوم، باورشان را خودشان یافته‌اند. به بیانی دیگر، خودشان به جای خدایشان تصمیم می گیرند و خودشان پیامبر باورهای خودشان هستند. این موضوع می تواند ارزشمند باشد و هست، اما باید بدانیم که ایمان به هر شکلی که باشد خطرآفرین است! خطرش از آن جهت است که پویایی را از تفکر و اندیشیدن جدا می کند و آن را به شکل ایستا درمی‌آورد. و آنگاه که فکری ایستا شد، منجمد شده و در راه سازندگی، آفرینش و تعالی قرار نخواهد گرفت. این، خطری بزرگ برای حوزه تفکر است. به بیانی دیگر، این افراد بر خلاف اینکه خدا و پیامبر خودشان هستند اما امام و فقیه زمان خودشان که احکام را مورد بازنگری و تغییر قرار می‌دهد، نیستند.
حتی مثلا این خطر برای کسی چون من که به سبک خاصی از موسقی علاقه دارم وجود دارد. اگر جبهه‌گیری کنم و از ارزش یک سبکِ خاص صحبت کنم، ابعاد موسقیایی و محتوی اشعارش را مورد بررسی قرار دهم و از اوج هنری‌اش سخن بگویم، و مثلا از سبک Rap, Pop و غیره ابراز انزجار کنم، من هم همان متعصبِ خشک‌اندیش هستم. درست است که با تفکر، تحقیق و تامل، یافته‌ام که مثلا سبک Rock دارای جایگاه ویژه‌ای است اما چسبیدن و توجه به این سبک و ندیدن دیگر جنبه‌ها وسبک‌های موسقی، همان نگریستن از درونِ فیلتر، در مورد موسقی است!

پی نوشت: انسان چون آزاد و آزاده متولد شده‌است، می‌بایست تفکرش را آزاد و بلندپروازانه پرورش دهد. آنگاه است که ایمان را به‌کلی از اندیشه خود زدوده‌ایم و با ذهنی باز، جهان اطراف را آنطور که هست درک کرده‌ایم. درکی که منجر به تعالی‌مان خواهد بود. هرچند که در آغاز عملی سخت و حتی غیر ممکن می‌نماید، اما شدنی است! جهانی زیبا و سرشار از احترام خواهیم بنا کرد. و البته اولین تاثیر مثبت این دیدگاه از آنِ خود فرد خواهد بود!

لرد کاوی :: August 26, 2005 :: انديشه

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1272
آینده یک دیکتاتوری مهاجم و حال یک دمکراسی نسبی
Excerpt:
Weblog: یک گیله مرد
Tracked: August 26, 2005 08:30 PM

مطالب دیگر در زمینه انديشه

ایمان خطرآفرین است (2) - نگاشته شده در یکشنبه ۶ شهریور ۸۴ به قلم:: لرد کاوی
نگاه - نگاشته شده در یکشنبه ۶ شهریور ۸۴ به قلم:: آلیوس ماکسیموس
علم و ايمان - نگاشته شده در یکشنبه ۶ شهریور ۸۴ به قلم:: نيما قديمى
در دفاع از شيطان - نگاشته شده در سه شنبه ۱ شهریور ۸۴ به قلم:: نيما قديمى
بعضی از دیدگاه‌های شیطان‌گرایان (شیطان پرستان) - نگاشته شده در دوشنبه ۳۱ مرداد ۸۴ به قلم:: لرد کاوی

نظرات شما:

سلام ... دقیقا همینطور هست و بخاطر همین همیشه میگویم: باور نکن، فکر کن!!!

نوشته شده توسط : آرمین گیله مرد در روز ۴ شهریور ۱۳۸۴، ۷:۴۰ بعدازظهر









Remember personal info?