<علم و ايمان یکشنبه ۶ شهریور ۸۴

شده بخواهيد کسى را که خواب است بيدار کنيد؟ مدام به او مى‌گوييد بيدار شو. در حالى که او نمى‌شنود تا به حرف شما گوش کند! جالب اين‌که وقتى شنيد، ديگر لازم نيست به حرف شما گوش کند. او ديگر بيدار است. اما واى از‌آن روزى که بخواهيد کسى را بيدار کنيد که خودش را به خواب زده، او مى‌شنود ولى گوش نمى‌کند! تقابل علم و ايمان هم از اين دست است.

نوشته‌ى دوستم، لرد عزيز حاوى نکات ارزنده‌اى بود، اما اگر حمل بر ملا لغتى بودنم نمى‌شود، پيشنهاد مى‌کنم به جاى اصطلاح «فيلتر» از واژ‌ه‌ى «پارادايم» يا جايگزينى که من به جاى آن به‌کار مى‌برم )الگو( استفاده شود. البته قبول دارم آن‌چه که پارادايم را تشکيل مى‌دهد، ما به ازاى ايمان است نه خود ايمان. در واقع تعريف پارادايم همين وحى منزل‌هاى مورد ايمان جامعه است که البته منحصر به تعاليم به اصطلاح دينى هم نمى‌شود، همان‌طور که جناب لرد اشاره داشتند.

همان‌طور که قبلن هم اشاره کرده‌ام، دانش بشرى از يک مکانيسم فيدبک استفاده مى‌کند: طرح مسأله(ها)ى جديد، ارايه‌ى راه حل‌هاى پيشنهادى و حذف راه ‌حل‌هاى اشتباه يا ناقص و دوباره طرح سؤال(ها)ى جديد. از اين سه مرحله، دو تاى اول کاملن تحت تأثير پارادايم صورت مى‌گيرند. به عنوان مثال مردم زمان پيامبر اسلام از او در مورد روح مى‌پرسيدند (يسألونک عن الروح… اسرى-۸۵) و امروز شايد از «حقوق بشر» بپرسند. مرحله‌ى ارايه‌ى راه حل‌ها يا همان نظريه‌ها نيز تحت تأثير ناگزير پارادايم هستند و آن‌چه بايد از آلايش پارادايم مبرا باشد مرحله‌ى حذف يا داورى است که روش و زبان علمى را مى‌طلبد. آن‌چه در‌اين‌جا خطرناک است تعصب است نه ايمان.

در علوم انسانى هم سه مرحله قابل تفکيک است: «تجربه»، «بيان» و «تفسير». اين‌جا هم تجربه و تفسير تحت تأثير پارادايم هستند و فقط بيان است که بايد (يا شايد!) به قواعد نحوى مقيد باشد. خواب قديسان ديدن (تجربه) به وضوح بسته به پارادايم است، يا همان مثال که من بسيار به کار مى‌برم، ديدن شيعيان چون بوزينه توسط عارف بزرگ ابن‌عربى. تفسير نه تنها تحت تأثير پارادايم به عنوان ما به ازاى ايمان است که به زعم هرمونسين‌ها به نفس ايمان بستگى دارد. به قول آگوستين -از عارفان قرون وسطى- بايد ايمان آورد تا فهميد. ظاهرن انتظار داريم به عنوان مثال ابتدا تعاليم انبياء را بفهميم تا به آن‌ها ايمان بياوريم، اما تا ايمان نياوريم تعاليم آن‌ها را نمى‌فهميم. اين همان پارادوکسى است که در ابتدا بدان اشاره کردم. قرآن به جاى خواب و بيدارى از مرگ و زندگى مى‌گويد: «استجيبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما يحييکم» (انفال-۲۴) پيامبر مرده‌ها را به زنده شدن دعوت مى‌کند، اما دريغ که تا مرده‌اند، دعوت پيامبر را نمى‌فهمند. اين از آن روست که فهم يک عمل عينى يا ذهنى نيست، بلکه يک «بازى» است. به هنگام بازى در مقابل آن قرار نمى‌گيريم، بلکه درآن شرکت مى‌کنيم. بازى‌کنى که خود را کاملن درگير بازى نمى‌کند، آدم ضايع يا حال‌گير است. بدون ايمان سراغ متن رفتن همان حال‌گيرى است. اينست که مى‌توان چيزى را دانست ولى نفهميد. همچون کافرانى که روز قيامت با وجود آن‌که پى به حقانيت خدا و حشر مى‌برند، باز هم ايمان نمى‌آورند: «من کان فى هذه اعمى فهو فى الاخرة اعمى و اضل سبيلا» (اسراء-۷۲) همانند کسى که خودش را به خواب زده، او بيدار بشو نيست!

ايمان البته نقش سترگ ديگرى هم دارد و آن عنصر ريسک و توکل است. ايمان يعنى خطر کردن و دل به دريا زدن. روز قيامت که همه‌ى پرده‌ها فرو مى‌افتد، يقين حاصل مى‌شود و نه ايمان. ايمان از آن آنان است که قبل از يقين به برد، تن به بازى مى‌دهند. روى بازى تمام شده که شرط نمى‌بندند!
اين خطر کردن البته خطرناک است، آن‌همه جوان که در جبهه‌هاى جنگ کشته شدند، همه از روى ايمان بود ولى ايمان به چه کسى؟ شرط توحيد آنست که فقط به خدا ايمان آورى، اما چون تجربه‌ى خدا سخت‌تر از آنست که براى همگان محقق شود، به اولياء‌الله ايمان مى‌آورى، اما اولياء راستين خدا را چگونه خواهى شناخت؟ وانگهى ايمان براى کار آن دنيا ست نه اين دنيا. در آزمايشگاه فيزيک و شيمى به خداوند توکل نمى‌کنند، و نه در آزمايشگاه تاريخ.
ايمان براى ديانت است نه براى سياست…

نيما قديمى :: August 28, 2005 :: انديشه

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1275

مطالب دیگر در زمینه انديشه

ایمان خطرآفرین است (2) - نگاشته شده در یکشنبه ۶ شهریور ۸۴ به قلم:: لرد کاوی
نگاه - نگاشته شده در یکشنبه ۶ شهریور ۸۴ به قلم:: آلیوس ماکسیموس
ایمان خطرآفرین است - نگاشته شده در جمعه ۴ شهریور ۸۴ به قلم:: لرد کاوی
در دفاع از شيطان - نگاشته شده در سه شنبه ۱ شهریور ۸۴ به قلم:: نيما قديمى
بعضی از دیدگاه‌های شیطان‌گرایان (شیطان پرستان) - نگاشته شده در دوشنبه ۳۱ مرداد ۸۴ به قلم:: لرد کاوی

نظرات شما:










Remember personal info?