<انتظار سه شنبه ۱۵ شهریور ۸۴
امروز خودم را
آراستهام.
گفتی که ظهر میآيی
و من يادم رفت بپرسم
به افق تو يا من؟
و تو يادت رفت بگويی
فردا يا روزی ديگر؟
چه فرقی میکند؟
خودم را آراستهام،
عطرزده و منتظر
با لباسی که خودت تنم کردی.

امروز خودم را
آراستهام.
گفتی که ظهر میآيی
و من يادم رفت بپرسم
به افق تو يا من؟
و تو يادت رفت بگويی
فردا يا روزی ديگر؟
چه فرقی میکند؟
خودم را آراستهام،
عطرزده و منتظر
با لباسی که خودت تنم کردی.