<افسانهی عدالت چهارشنبه ۳۰ شهریور ۸۴
عدالت را همه میشناسیم.
عدالت را همه چه قدر میشناسیم؟
ما پز عدالت خواهی را میشناسیم.
عصرها نمکی که توی کوچه داد میزند ما ککمان هم نمیگزد که او امشب چه قدر نان خشک گیرش خواهد آمد! دست کم آهی برای او نمیکشیم. هیچ غلطی هم نمیتوانیم بکنیم.
بعضیها میگویند 100 سال پیش قیام کردیم تا عدالتخانه داشته باشیم. حالا عدالت خانه دارد و شبها مجبور نیست برود توی خیابان و پارک بخوابد. یا این که پلیس دنبالش کند که ولگرد است یا این که برود توی توالت عمومی تا صبح سگ لرزه بزند از سرما یا از ترس دستگیری. چه خوب شد که حالا عدالت مجبور نیست بزک کند و کنار میرداماد با ادا و اطوار راه برود و سوار ماشین هر کسی بشود که خرج فردایش را در بیاورد. اما من نگران عدالتم که فرشتهاش را دم در آویزان کردهاند با آن ترازوی میزان و چه کسی خبر دارد که توی عدالت خانه چه میگذرد. من ترسم از این است که دلمان خوش باشد که عدالت خانه دارد و او را شوهر داده باشیم. هر شب ترتیب فرشتهی عدالت را میدهند و ما دلمان خوش است که عدالت خانه دارد. جایش که برسد من و تو هم ترتیب عدالت را میدهیم. فرقی نمی کند.
اصلا من میفهمم عدل چیست؟ اصلا تو میفهمی عدل را با کدام ع مینویسند؟ کتاب خواندهایم. سخنرانی میکنیم. مطلب مینویسیم. اصلا کداممان میفهمیم عدالت فقط به پول نیست؟ آیا ما میفهمیم که جای درست هر چیزی کجاست که سخن میپراکنیم عدل یعنی هر چیزی سر جای خودش باشد؟
این طور باشد قاضی مرتضوی هم عادل است. او بهتر از هر کسی میداند کی را کجا بگذارد!
رئیس قوهی قضاییه بالاخره غیرتش اجازه نداد شوهر دادن عدالت را شاهد باشد و استعفا کرد. رهبر میگوید استعفا نده. بعضی میگویند این که رهبر گفته در قوهی قضاییه فقط یک آدم حسابی پیدا میشود و برای همین هم با استعفایش موافقت نمیکنم نشان از این دارد که دل رهبر با قاضی مرتضوی نیست. من میگویم خدا کند همین طور باشد. اما این را هم می گویم که شما چه قدر سادهاید!
رهبر لابد از ترس این که نظام اسلامی از هم نپاشد دندان روی جگر گذاشته و خون دل میخورد. قدرت اعتراض هم ندارد. آنها که در دولت و قوهی قضاییه و مجلس به مردم خدمت می کنند هم لابد همه عملهی آمریکا هستند که قتلها را به زنجیرها پیوند زدند. من نمیدانم چه کسی دارد به مردم خدمت میکند و عدالت را برایشان می خواهد به ارمغان بیاورد. آیا رهبر به مردم خدمت میکند؟ آیا آیتالله شاهرودی به مردم خدمت میکند؟ آیا هاشمی یا خاتمی یا حداد عادل یا احمدینژاد به مردم خدمت میکنند؟ آیا قاضی مرتضوی به مردم خدمت میکند؟ آیا آمریکا که این ها را سر کار گذاشته به مردم خدمت میکند یا شارون عدالت را برای مردم می خواهد؟ همه میخواهند به مردم خدمت کنند. همه می خواهند با عدالت ازدواج کنند. همه میخواهند به مردم خدمت کنند. هیچ کس تشنهی قدرت نیست. آیا یک نفر پیدا نمیشود به این خیل تشنگان خدمت به مردم و خواستگاران عدالت بگوید که ما خدمت نمی خواهیم؟ آقایان خوش آمدید! عدالت فعلا قصد ازدواج ندارد.
آی سادهدلها! برای من و شما همین که گدانماها را میبینیم و آنان را که صورتشان را با سیلی سرخ نگه میدارند فراموش میکنیم بس است که در خیل خواستگاران عدالت باشیم. یا نه که در این عروسی شوم نقل بر سر عروس بریزیم و کله قند بساییم.
آن قدر که تشنهی عدالتیم عدالت نصیبمان میشود. ما تشنهی ازدواج با عدالتیم. پس همان نصیبمان میشود. من وقتی دخترم زمین می خورد بیش از این که ناراحت دردی باشد که عارض جانش شده با نگرانی من را نگاه میکند که دعوایش نکنم و اشکهایش را به سختی قورت میدهد. من زنم را میزنم، چون نگرانم بابت چکی که برای تضمین معامله به کسی دادهام که بهاش اعتماد ندارم.
به راستی ما عدالت میخواهیم؟ شما خیلی که بهتر از من باشید سر کرباسی هستید که من تهاش هستم.
امروز سهشنبه است. روز میلاد کسی است که اسم و رسمش هم که مهم نباشد نسبتش را با عدالت هیچ کس نمیتواند کتمان کند. میگویند تمام دنیا منتظرش هستند. شوخی می کنند به خدا. دنیا وقت ندارد سرش را بخاراند یا کمی فکر کند که عدالت بیاید چه قدر باید حساب پس دهد. بیخیال بابا! شماها این کاره نیستید. لقمه اندازهی دهنتان بردارید.
امروز سهشنبه است. روز میلاد است. دیشب توی میدان های شلوغ "نره شهر تهران" حتی پلیسها هم جریمه نمیکردند. دستور داشتند که نظم را تامین کنند و جریمه نکنند. بماند که همه بیرون ریخته بودند و نظم نبود. دیشب همه جا شادی بود و نور بود و تبریک. مبارک باشد. اما خوب است آدم بداند چه چیز را تبریک میگوید.
به نظرم الان بهترین عدالت این است که بدانیم من و تو و نمکی و گدانما و رئیس و وکیل و وزیر و قاضی و رهبر با هم فرقی نداریم.
عدالت باردار است و اسم پدر بچه و نیز اسم بچهاش را هیچ کس نمیداند. من نگران عدالتم که نکند سر زا برود! آن وقت بیا و ببین این همه شوهر و آن بچه که معلوم نیست چه تخم جنی باشد چه قشقرقی به پا میکنند. خدا نکند.
خدا کند ما همه آدم شویم. خدا کند عدالت در میان ما باشد. خدا کند آخر خوب این افسانه هر چه زودتر بیاید. میلاد مبارک باد.
