<دانشگاه و صنعت یکشنبه ۱۰ مهر ۸۴
کسانى که در دانشگاههاى صنعتى درس خواندهاند، کم و بيش رابطهى دانشگاه و صنعت را به خوبى مىشناسند. بهخصوص اينکه در ايران اهالى صنعت معتقدند بايد استادهاى دانشگاه را با زنجير به صندلىشان بست تا تو همون دانشگاه بمانند و درس بدهند. دانشجوهاى رشتههاى فنى دست کم قديمىهايى مثل ما از فضاى سياسى زدگى يا سياسى بازى فنىها اطلاع دارند. قديمتر از ماها تعريف مىکنند که به عنوان مثال بچههاى شريف به چپ گرايش داشتند و بچههاى علم و صنعت به راست(بر خلاف موقعيت جغرافيايشان در تهران.) براى همين وقتى شايع شده بود احمدىنژاد در تسخير لانهى جاسوسى دست داشته، همونها تکذيب کردند چون احتمال مىدادند ايشان آن روزها معتقد بوده که تسخير سفارت شوروى مهمتر است. بماند که حالا دست پروردههاى راست از دندهى چپ بلند شدهاند و چپها از راست رفتهاند … اينها را همه مىدانند ولى شايد مطلب زير شنيدنى باشد:
موقعيت: نمايشگاه بين الملى، سالن چندش مهم نيست. مهم اين است که چندمين نمايشگاه بينالملى صنعت مخابرات است.
آخر وقت است و بازديد کنندهها به تدريج از سالن خارج شدهاند. مأمور حفاظت يا حراست که به قول دوستان قيافهاش شبيه اطلاعاتىها يا سپاهىهاست (!) مرتب فرياد مىزند: وقت تمام شده، بريد بيرون (با نعره بخوانيد). يکى از غرفهداران هنگام خروج تذکر مىدهد: شما مىتوانيد اين مطلب را از طريق بلندگو و با احترام به اطلاع برسانيد.
مأمور شبيه اطلاعاتىها (!): ما مراعات خارجىها را مىکنيم و الا مثل دانشجوهاى دانشگاه تهران آدمتون مىکرديم. (لازم نيست لحن ايشان را تجسم کنيد)
توضيح: آدم ياد اين فرمايش حضرت امام مىافتد که دانشگاه کارخانهى* آدمسازى است. منتها مثل اينکه زمان ما دانشگاه ها کارشان را درست انجام ندادهاند و ما هنوز آدم نشدهايم. به قول مرحوم جعفرى: اى خدا ما کى آدم مىشيم؟!
* در اينجا کارخانه سمبل صنعت است.
