<جام زهر دوشنبه ۱۸ مهر ۸۴
بىشک ملى شدن صنعت نفت افتخارى بزرگ در حافظهى تاريخى ملت ماست، اما آيا به هزينههاى گزافى که ايران پس از آن پرداخت مىارزيد. البته که کودتاى آمريکايىها همه چيز را خراب کرد…
دفاع يک ملت در برابر تجاوزگر خارجى، البته که مشروع است؛ و اگر اضافه کنيم که آن ملت دست تنها بود و خارجيان اگر با دشمنش نبودند، دوستش هم نبودند، آن دفاع بيش از پيش ستودنى و غرورآفرين است تا فتح خرمشهر…
حالا همهى دنيا تجاوز را محکوم کرده و خواستار پايان جنگ هستند ولى ما به دفاع ارزشى خود ادامه مىدهيم و فاو و مجنون را هم اشغال مىکنيم. پيشنهاد عربها را براى برداشت خسارت جنگ از مجنون نمىپذيريم؛ چون به کمتر از بصره فکر نمىکنيم.
کربلاى پنج ثابت مىکند که ما نمىتوانيم برندهى جنگ باشيم…جنگ نفتکشها، حملهى ناو آمريکايى به هواپيماى مسافربرى و خطر سقوط مجدد خرمشهر… و جام زهر…
آنها که بحران هستهاى را با نهضت نفت مقايسه مىکنند آيا از دخالت آمريکايىها نمىترسند و آنها که تسليم شدن در اين شرايط را با ترکمنچاى مقايسه مىکنند، فراموش کردهاند که ننگينتر از ترکمنچاى تماميت ارضى مملکت ما در زمان جمهورى اسلامى در درياى مازندران نقض شده است؟
اگر دست يابى به فنآورى هستهاى افتخارى باشد - که من در آن شک دارم- آيا افتخارى همسنگ فتح خرمشهر است؟ اگر هم هست چرا با رد تمام پيشنهادها کار را به جام زهر ديگرى بکشيم…
نمىدانم مؤتلفه که حالا پس از ربع قرن انتظار به فرصت طلايى براى پياده سازى حکومت آرمانيش دست يافته، چگونه حاضر است اين فرصت را با تحريم و جنگ عوض کند. البته که يک گروه آرمانخواه، هيچگاه دست از آرمانهايش بر نمىدارد. على هم پس از ربع قرن انتظار به حکومت رسيد ولى تمام طول حکومتش به جنگهاى داخلى گذشت. خوب يا بد خليفههاى غاصب قلمرو حکومت را گسترش داده بودند و على آمده بود که عدالت را بگسترد…
احمدى نژاد هم آمد که به وضع معيشت مستضعفان رسيدگى کند، شايد اگر پروندهى ايران به شوراى امنيت برود و برنامهى نفت در برابر غذا اجرا شود، ايشان در اجراى وعدههايش موفق شود، آخر ايشان وعده داده بود که نفت را سر سفره مستمندان ببرد…
از دولت جديد انتظار داشتيم از صنعت داخلى در برابر چينىها حمايت کند، اما رأى منفى که پيشکش (به وتو در شوراى امنيت هم که اصلا فکر نمىکنيم) براى رأى ممتنع در شوراى حکام هم که شده فکر کنم بايد بعد از اين و بيش از پيش منتظر خريد از چينىها باشيم.
