<جایی که مرگ، به نظر میرسد ساکن شود یکشنبه ۱۷ مهر ۸۴
گروه موسقی سوئدی Amon Amarth که در سبک Viking Death Metal فعالیت میکند، سال گذشته آلبوم موفق دیگری را راهی بازار کرد که Fate of Nornsنام داشت. آهنگی از این آلبوم به طور تصادفی انتخاب کردم و شعرش را برایتان ترجمه کردم تا با فضای اشعار این گروه صاحب سبک، آشنا شوید.
برای مشاهده متن اصلی اینجا را کلیک کرده و برای شنیدن آهنگ اینجا بروید.
جایی که مرگ، به نظر میرسد ساکن شود
در میان درهای متروک و تاریک قدم میزند
شعلههای لرزان و رنگپریده راهش را روشن میکند
رودخانهای سرد و یخزده در پیشِ رویش است
آسمان تاریک خاکستری است
بادی سرد به درون استخوانهایش نفوذ میکند
و تخته سنگی تیز، پایش را میخراشد
لباسها و پوست بدنش با خار، پاره شده است
چشمانش میخواهند خونریزی کنند
سرزمین، خشک و مرده است
آب سمی است
مخلوقی ناشناخته، به سوی آسمان زوزه میکشد
هراساننده و بسیار گرسنه (است)
هوا گرفته و متراکم است
بوی گوشتِ در حال فساد
هر نفس مثل هزاران دشنه است که
سینهاش را میشکافد
پرندگانِ سیاهِ شکاری، در آسمان به گردش درمیآیند
صدای ناله سایهها را میشنود
چهرههای رنگ پریده را میبیند که از کنارش میگذرند
اما او این مسیر را به تنهایی طی میکند
تاریکی قلبش را با ترسی ناامید کننده پر میکند
ترسی بینام (ناشناخته) که نمیتواند سرکوبش کند
چگونه تا بدین جا رسیده است؟
اینجا جایی است که به نظر میرسد مرگ ساکن می شود
او سئوال را در ذهن خستهاش تکرار میکند
معمایی که به ذهنش فرصت آسایش نمیدهد
با اینحال پاسخ را در اعماق وجودش میداند
سرمای مرگ او را لمس کرده است
صداهای افسونکننده، او را به جلو میرانند
گرچه او میخواهد که برگردد
آنها با کلماتی آرامشبخش، برایش آواز میخوانند
صدایی مایوس کننده و هراسانگیر
نورِ سردِ آبی، در پیشِ روی، در جائیکه کوه
به آسمان میرسد، سوسو میزند
نیدافیل، کوه مرده با عظمتش، به وحشت میاندازدش
او به دروازهها نزدیک میشود
قلبش سرد است
همه چیز را به خوبی درمییابد
او (مونث) منتظرش است
واقعیت آشکار میشود
او به نیفِلهِل فرستاده شده است
پی نوشت: به نظر بنده، براساس قرائن، نیفِهِل باید بهشت باشد. به هر حال فضا سازی بسیار جالبی است و با افت و خیزهای آهنگ و طرز خواندن شعر، این فضا را زیباتر میکند.
