<از کوزه همان برون ترواد که در اوست 2 چهارشنبه ۱۶ آذر ۸۴
بررسی سیاستهای آمریکا، موج ضد کمونیسمی و اینک موج ضد اسلامی!
و این متنی تکمیلی در پاسخ به میلاد عزیز که به بنده به خاطر نفرت، تذکر به جایی دادند! در ابتدا ذکر کنم که این تنها یک رویکرد به حوادث سیاسی اتفاق افتاده در قرن اخیر است و نمیبایست با دید مطلق به آنها نگریست.
در اواخر قرن بیستم، دولت آمریکا، شوروی را بزرگترین خطر خود میدانست. حال چه از لحاظ قدرت فناوری و سلاحهایی که میاندوخت و چه از نظر مکتبی که به نام کمونیسم به راه انداخته بود!
و چون منطقه خلیج فارس همچون اکنون استراتژیک بود، تمام تلاششان این بود که این کشورها را برای بهرهبرداری از آنها، از آنِ خود سازند. تا آنجا که میدانم ایران، پاکستان، ترکیه و اسرائیل در آن زمان زیر نظر آمریکا بودند و کشورهایی چون عراق، مصر و تا حدودی افغانستان تحت تاثیر شوروی و بعدا کمونیسم بودند. (از آنجایی که بنده ذهن سیاسی ندارم، امیدوارم نادانی بنده در زمینه تاریخ رویدادها و یا جزئیاتی چون نام کشور را بپذیرید.)
آمریکا در سال 1960 سیاستی را در خاورمیانه با عنوان "کمربند سبز" برای نابودی کمونیسم و شوروی اتخاذ کرد که بر اساس آن، سعی بر اشاعه اسلام ناب در کشورها، بر علیه موج کمونیستی کرد؛ چرا که اسلام به عنوان یک مکتب بومی، میتوانست بهترین دفاع در برابر گرایش آنها به شوروی و ابرقدرت شدنش باشد. این قضیه آنچنان به صورت عملی در نیامده بود تا اینکه در سال 1356 شوروی اقدام به کودتا در افغانستان کرد. این اتفاق منجر شد که آمریکا در پاکستان شروع به تاسیس پایگاههای اسلامی کند و آنها را برای مبارزه با کمونیسم تربیت کرده و به افغانستان بفرستد. از همین زمان بود که در سراسر جهان اقدام به تبلیغ از اسلام کردند و در اذهان جهانیان آن را دینی نیکو نشان دادند. به طوری که در همان سالها ما شاهد ساخت فیلم "محمد رسول الله" با بازی "آنتونی کویین" و فیلم اسلامی دیگری با بازی این بازیگر بزرگ هستیم که نام فیلم را به خاطر ندارم.
سپس در سال 1357 انقلابی اسلامی ایران شکل میپزیرد و با این روند کشور ایران که احتمال زیادی وجود داشت بعد از این بینظمی با بر سر کار آمدن کمونیستیها کمونیست شود، حداقل نشد و با مکتب حاکم بر شوروی به مغاریت پرداخت. و نیز افغانستان را کشوری ساخت که توانست شوروی را اخراج کند. عراق را هم برای نابودی به جنگی بر علیه ایران قرار داد تا عراق را ویران کند و اسلحههایی که در ایران از زمان حکومت سابق باقی مانده بود را کاهش دهد چرا که ایران در این زمینه جز کشورهای برتر جهان بود!
در این زمان بود که کشورهای کمونیستی منطقه با اسلامی شدنشان، توانستند به مقابله با شوروی بپردازند و این قضیه تا جایی پیش رود که شوروی هر روز ضعیفتر شده و در آخر به نفع آمریکا از هم بپاشد.
این روند باب طبع آمریکا بود تا حدود سالهای 1998 که سیاستهای آمریکا تغییر پیدا کرد. حال اسلام و تقویت آن در منطقه مورد علاقه آمریکا نبود! چون هیچ دسترسی مستقیمی در اداره آنها وجود نداشت. پس برای این موضوع شروع به تقویت قشریترین گروه در افغانستان با نام طالبان کرد که چهره اسلام را در نزد جهانیان دگرگون سازند.
و در سال 2001 به هر حال حرکت آنها مورد حمایت قرار گرفت و برجهای دو قلو نابود شدند. این آغاز مبارزات بر علیه تروریسم و در درجه دوم اسلام بود!
آمریکا به این بهانه به افغانستان رفت و آن را آمریکایی کرد؛ پرویز مشرف نیز در پاکستان از در مسالمت وارد شد تا پاکستان هم زیر نظر آمریکا قرار گیرد. حال نوبت کشور اسلامی-تروریستی دیگری به نام عراق میرسید که برایش پرونده اتمی ساختند و به هر قیمتی که بود آن را مشکوک به داشتن سلاح اتمی دانستند و ریختند و آن را هم از آنِ خود کردند.
و اکنون هم نوبت به دیگر کشورهای اسلامی چون سوریه و ایران میرسد که بدون هیچ دلیلی برچسب تروریست میگیرند و باید نوکر آمریکا شوند! و برای اینان سیاستی متفاوت در نظر گرفته شده و آن بدنام کردن اسلام و مسلمین در جهان است!
هر روز میبینیم که از طریق رسانههای جمعی مسلمانان را آزار و اذیت میکنند و اتفاقاتی می افتد که در پست قبلی به آنها اشاره کردم.
حال باید شاهد بمبگذاریهای مسلمانان در کشورهای پیشرفته باشیم (همانند بمبگذاری لندن) تا بیشتر مسلمین خراب شوند، باید شاهد بازرسی و بازجویی هر آنکسی باشیم که نماز میخواند، ریش میگذارد، روزه میگیرد و مسلمان است تا از مسلمان بودنش پشیمان شود، از اینکه پدر و مادری مسلمان داشته است، متنفر باشد. باید شاهد ساخت فیلمهای هالیوودی همچون کوروش کبیر (همانطور که در حال ساخت است) باشیم، باید شاهد افزایش کتابهای ضد اسلامی در سایتهای مختلف باشیم (همانطور که میباشیم)، شاهد تنفر جوانان از اسلام باشیم. شاهد مسخره و خار شدن اسلام در بین خود مسلمانان باشیم (همانطور که هستیم).
دور از انتظار نبود که رئیس جمهوری را ببینیم که با سرکار آمدنش و اشاعه اسلام نابش سعی در انزجار جوانان از اسلام داشته باشد.
آری، و این است بازی کثیف سیاست!!!
پینوشت: این مطلب بسیار خلاصه بود و شاید در مورد برخی از رویدادها، آنگونه دقیق نباشد که بدلیل خالی بودن ذهن من از سیاست است! شاید همانطور که دوست نیکاندیشمان، میلاد عزیز، اشاره داشتند، بنده در پست قبلی سعی به ابراز تنفر از طریق منطقی داشتم، اما با تذکر ایشان سعی کردم که حق را پایمان نکنم و مسائل را آنطور که صحیح است بیان کنم و در آخر باید معترف شوم که در کوزه همان نیست که از آن برون میتراود!

