<روز مارتین لوتر کینگ (5) پنجشنبه ۲۹ دی ۸۴
مطلب پنجم و آخردرویژهنامهی فانوس در بزرگداشت دکتر مارتین لوتر کینگ پسر را به معرفی کوتاهی از چند کتاب برای دوستانی که علاقه به مطالعه بیشتر در این زمینه دارند و ترجمهای از یک شعر اختصاص دادهام:
چند کتاب زیر از کتابهای فراوانی هستند که در مورد دکتر کینگ موجود هستند علت انتخاب آنها این است که شخصا نسخهای از آنها دارم و آنها را مطالعه کردهام.
سخنان دکتر مارتین لوتر کینگ ( The Words of Martin Luther King) یک کتاب جیبی است که گزیدهای از جملات معروف دکتر مارتین لوتر کینگ است که همسر او کرتا اسکات کینگ (Coretta Scott King) از سخنرانیهای مختلف جمعآوری کرده و در فصلهای مختلفی مثل حقوق بشر، حقوق شهروندی، بیخشونتی، نژاد پرستی و ... قرار داده. مقدمهای نیز از کرتا اسکات کینگ همسر مارتین لوتر کینگ و خلاصهای از اتفاقات مهم زندگی کینگ نیز در این کتاب موجود است. این کتاب جیبی برای شخص من مثل خلاصهای برای وارد شدن به اندیشههای دکتر کینگ در زمینههای مختلف است و الهام بخش خوبی برای مطالعات بیشتر.
DE
"من رویایی دارم - سخنرانیها و نوشتههایی که دنیا را تغییر داد" کتابی است نوشتهی جیمز ام واشینگتن با سرآغازی از کرتا اسکات کینگ. کتاب به بررسی مفصل تلاشهای تاریخی مارتین لوتر کینگ میپردازد و به شکل وسیع دستآوردها و تلاشهای دکتر کینگ را بررسی میکند.
DE
کتاب ندایی برای وجدان – سخنرانیهای عمده دکتر مارتین لوتر کینگ به ویراستاری کلیبورن کارسون و کریس شپارد متن کامل (حتی با ذکر دست زدن حضار و کامنتهای ذکر شده از حضار) سخنرانیهای عمده مارتین لوتر کینگ است. این کتاب را دوست عزیزی بعنوان هدیه تولد امسال به من داد!
DE
این شعر نیز بهعنوان حسن ختام:
استوار ایستادن (Standing Tall)
بعضی پادشاهان در حالیکه نشستهاند پادشاهی میکنند
در حالیکه اطرافشان را چاپلوسان و وسایل لوکس گرفتهاند.
ولی این پادشاه [کینگ] محکم ایستاد
سربلند ایستاد
استوار ایستاد.
وقتی راننده به روزا گفت
"به انتهای اتوبوس برو"
وقتی گارسون به دانشآموزان گفت:
"ما به امثال شما سرویس نمیدهیم"
وقتی شهردار به رای دهندگان گفت:
"رای شما به حساب نمیآید"
و وقتی که کلانتر به معترضین گفت:
"از خیابان ما بیرون بروید"
و از سگها و شلنگ آتشنشانی و شلاق حیوانات
برای متفرق کردنشان استفاده کرد
این شاه محکم ایستاد
مغرور ایستاد
استوار ایستاد
و از صلح صحبت کرد
از عشق
و کودکان
دست در دست هم
بالاخره آزاد
بالاخره آزاد
وقتی عدهای نعره میزدند برای خشونت
برای انتقامهای خشمناک
برای چشم در مقابل چشم
و دندان در مقابل دندان
او بر موضع خود پایمردی کردگ
و از صلح سخن گفت.
و وقتی گروهی تخم نفرت کاشتند
او در حالیکه لبخند میزد ایستاد
و عشق پراکند
تا اینکه مثل دریایی در تمام سرزمین جاری شد
و قانون نژاد پرستانهی جیم کراو را پاک کرد
دیوارها را پایین آورد
زنگها را به صدا در آورد
با شادمانی
برای آزادی.
تا اینکه
در حالیکه بر فراز قله ایستاده بود
به سردی
او را با گلولهای زدند
به امید اینکه ویران شدن او را ببینند
به امید اینکه او را [از سر راهشان] کنار بگذارند
برای اینکه او را پایین بکشند.
ولی این پادشاه
حتی در مرگ
حتی امروز
محکم و استوار ایستاده است
سربلند ایستاده است
استوار ایستاده است
و ما او را به یاد داریم.
شعری از جیمی مککنزی (Jamie McKenzie)
پانوشت: از دوستانی که نسبت به این مطالب محبت داشتهاند و با لینک و نوشتههایشان تشویق کردند سپاسگذارم.
بخشهای قبلی این مطلب:
روز مارتین لوتر کینگ (1)
روز مارتین لوتر کینگ (2)
روز مارتین لوتر کینگ (3)
روز مارتین لوتر کینگ (4)

