<كیش! چهار حركت تا مات! چه كسی قرار است مات شود؟ دوشنبه ۱۷ بهمن ۸۴
با گزارش پروندهی اتمی ایران به شورای امنیت فقط چهار حركت دیگر تا حملهی نهایی باقی مانده است.
گزارش به شورای امنیت
ارجاع به شورای امنیت
اعمال تحریمهای محدود و سپس گسترده
حملهی نظامی
این سناریویی است كه از مدتها پیش راستیهای تندرو آمریكایی قصد دارند آن را عملی كنند و به نظر میرسد این بار در اجرای اولین گام آن توفیق یافتهاند. از سوی دیگر از مدتها پیش بسیار شنیدهایم كه ایران با عراق متفاوت است. پیام طعنهآمیز هاشمی رفسنجانی را هم نمیشود در این بین نادیده گرفت كه اگر غرب مزاحم ما شود، ما هم مزاحم غرب میشویم.
و اما این تقریبا اولین باری است كه آمریكا با جوانان شیعی درگیر میشود. خیلیها امید دارند كه این بار با دفعات پیش فرقی داشته باشد. خیلیها منتظرند كه خروش آنانی كه عشق مهدی موعود در قلبهایشان موج میزند را ببینند. خیلیها میخواهند ببینند كه آیا فریاد یا مهدی در برابر موشكهای آمریكایی كاری از پیش میبرد یا نه!
خیلیها منتظرند تا آمریكاییها بیایند و هزاران حسین فهمیده خلق كنند. خیلیها از هماكنون با مشتهای گرهكرده و خشمهای فروخورده انتظار سربازان آمریكایی با نفربرهای مجهز و كولهپشتیهایی كه هر یك به اندازهی یك پادگان مهمات دارند را میكشند تا ضرب شصتی جانانه را نشانشان بدهند. خیلیها انتظار در گل ماندن تانكهای آمریكایی را میكشند. خیلیها شبها خواب جنگ تن به تن با سربازان آمریكایی را میبینند. آتش فریاد اللهاكبر در برابر سربازان جنگهای صلیبی سینهی خیلیها را گرم كرده و آرام و قرار را از آنان ربوده است. من با خود فكر میكنم شاید من هم یكی از آنان باشم. من هم به وطنم عشق میورزم و اشغال آن را تاب نمیآورم.
اما...
اما این بار بسیجیان ایرانی قبل از این كه به صحنهی جنگ برسند هدف موشك قرار میگیرند. اما این بار سربازان ایرانی قبل از این كه آمریكاییها را بینند شهید میشوند. اما این بار سرباز آمریكایی را نمیبینی كه با او تن به تن بجنگی. اما این بار وقتی اللهاكبر می گویی و از سنگر به طرف دشمن حمله میكنی، تا كیلومترها هیچ كس را در مقابلت نمییابی. اما این بار سرباز آمریكایی فقط وقتی دستور پیشروی دریافت میكند كه جر حمام خون و هزاران جسدی كه بمبهای آلوده به اورانیوم ضعیفشده درست كرده است چیزی مقابلش نباشد. آخر این بار جان سرباز آمریكایی خیلی مهمتر از جان ایرانیهاست. اما این بار ایران سقوط میكند بدون این كه لشكرهای سپاه ایران حتی یك آمریكایی دیده باشند تا تیری به سوی او شلیك كنند. و البته شاید در تلآویو چند یهودی وقتی شب در خواب هستند به ضرب چند شهاب 3 به خون درغلتیده باشند.
این بار جنگ با همیشه فرق دارد. و آیا با جنگ عراق فرق خواهد داشت؟ و آیا جوانان شیعه این بار خواهند توانست با فریاد یا علی، كمكی آسمانی را وارد میدان جنگ كنند و سرنوشت مشخص جنگ را عوض كنند؟
و ایران یك بار دیگر سقوط خواهد كرد و ما باز به زیرزمین ها خواهیم خزید و نارنجك و كوكتلمولوتف خواهیم ساخت و عدهای پیدا میشوند كه در برابر دوربین سر میبرند و دنیا ما را تروریست خواهند شناخت و بهشت مسلمانان را تبدیل به فاحشهخانهای میكنند كه در برابر هر مردش هفتاد فرشته به انتظار آمیزش نشستهاند و همهی فرهنگ ما را به گند خواهند كشید و در المپیك، آن گاه كه نام تیم جمهوری ایران میآید مردم دنیا برایمان كف خواهند زد و موزهی ایران باستان به غارت خواهد رفت و سربازان آمریكایی بر سنگ قبر حافظ یادگاری خواهند نوشت و در گوشهای از مسجد وكیل خواهند شاشید و میدان آزادی زیر چكمههای سربازان بیگانه خرد خواهد شد و آن چه داریم در خدمت به قدرتمندان دنیا قرار خواهد گرفت...
اما این بار فرق دارد. ما مات خواهیم شد.

