<شور حسينى
یکشنبه ۲۳ بهمن ۸۴
پرسيده بوديد بدون تاسوعا و عاشورا چطور مىتوان حرکت و شور حسينى را زنده نگه داشت. مى گويم، من هم نوشته بودم که در ابتدا تلاش امامان شيعه براى زنده نگه داشتن حماسه عاشورا بوده. منتها به چه منظورى؟ نيازى نمى بينم که در اينجا به تحليل تاريخى اين مدعا بپردازيم که شيعه به عنوان يک مدعى حکومت (چه در زمان خليفهها و قبل از حکومت کوتاه مدت على و چه بعد از صلح امام حسن) تا زمان صفويه هميشه در اقليت و موضع ضعف سياسى بوده است. اين حزب يا جبهه اپوزيسون تا آن روز در اقليت، براى حفظ طرفداران و مرامنامه خود، از واقعه عاشورا و يادآورى هرساله آن استفاده مىکرده است، کما اينکه به عنوان مثال ما هم هرساله سعى در يادآورى رخداد ۱۸ تير داريم. اضافه کنيد، تنگتر شدن هر چه بيشتر حلقه محاصره جنبش را تا امام يازدهم. از ديد صرف سياسى، چيزى که مشاهده مىشود اينست که پس از کشتهشدن رهبرى کاريزماى اپوزيسيون، فرزندى ديده نمىشود (غيبت). ردههاى بعدى که از کاريزماى کافى برخوردار نيستند، به نيابت از امام غايب، رهبرى جنبش را به عهده مىگيرند و به تدريج که حساسيت و نياز به کاريزما کمرنگ مىشود، نيابت عام جاىگزين مىشود. در تمام اين مدت و در ادامه، همچنان، ياد و خاطره کربلا، عامل زنده نگه داشتن و وحدت جنبش است. باز به عنوان دليلى بر اين مدعا، توجه داشته باشيد، که عامل وحدت در جنبشها و حکومتهاى ايدئولوژيک، هميشه دشمن مشترک است و همين مورد در عزادارىهاى تاسوعا و عاشورا به روشنى ديده مىشود؛ چرا که در اين گونه مراسم، نقش شمر و خولى و ابنزياد و يزيد، بسيار پررنگ تر از حسين شهيد و يارانش است!
حالا من از شما مىپرسم، که پيام حسين چه بود که با تاسوعا و عاشورا زنده نگه داشته شود؟ آيا پيامى دينى بود؟ و چه پيامى مهمتر از پيام پيامبر و چه نقشى مهمتر از نقش او که شيعه به امامان و بهويژه امام حسين مىدهد؟ آيا زنده نگه داشتن قرآن کم اهميتتر از زنده نگه داشتن پيام امام حسين است؟ اگر نه چرا رنگ تاسوعا و عاشورا پرتر از پاسداشت قرآن است؟! از من و شماى اهل مطالعه انتظار نيست که شهادت صرف را به عنوان پيام و هدف عاشورا معرفى کنيم. و اگر شهادت در راه هدفى معنوى بود، چرا براى شهادت ديگر امامان اين همه غلظت خرج نمىکنيم؟ جز اينکه در عاشورا و به قول شما حرکت امام حسين، هدفى اجتماعى و سياسى مد نظر بوده؟ حال از شما مىخواهم بپرسم، نقش دينى يا حتا معنوى حسين را در اين حرکت سياسى و اجتماعى لحاظ مىکنيد، يا نه؟ اگر نه، چه تفاوتى بين قيام امام حسين و ديگر قيامها و نهضتهاى آزادى بخش و با اهداف انسانى و متعالى در جهان هست که اين يکى را تا به اين اندازه متمايز مىکند؟ و اگر نقش دينى و معنوى امام را دخيل مىدانيد، بىانصافى است که نقش دين را تنها به دوران گذر و انقلاب محدود کنيد و گاه حکومت کوس جدايى دين از سياست بزنيد! آيا اين جز به اين معنى است که مردم را با يا حسين يا حسين تهييج کنيم و وقتى که انقلاب به پيروزى رسيد، ليبرالها يا ديگران را به مسند حکومت بنشانيم. آيا اين همان اشتباه مصدق و ملىهاى زمان انقلاب اسلامى نبود که خواستند با سوارى گرفتن از احساسات و کاريزماى رهبر مذهبى (کاشانى و خمينى) به حکومت برسند؟ و ديديم که آن رهبرى کاريزما، خودش حکومت کردن هم مىدانست!
اما چاره چيست؟ بىشک نه من، که بزرگانى چون شريعتى هم نمىتوانستند جلوى اين گونه مراسم و تحريفها را بگيرند. تاسوعا و عاشورا خواهى نخواهى بخشى از فرهنگ ماست و از اتفاق بخش پررنگتر آن است. چه ما هميشه در زمانهايى که اين مراسم با ديگر مراسم سنتىمان مثل نوروز همزمان مىشود، حرمت عزادارى را نگه مىداريم. در افتادن با تاسوعا و عاشورا به همان اندازه بىپايه و محکوم به شکست است که در افتادن با چهارشنبهسورى و سيزدهبدر. حتا مىتوان براى عزادارى اين دهه، ريشههايى در تاريخ باستان ايران نيز بيابيم، مثل سوگ سياوش که آن هم ده روز بوده است!! آنچه پيشنهاد من است آنهم براى جمع محدود خودمان، اينکه حساب اين مراسم را از دين جدا کنيم.
نيما قديمى
::
February 12, 2006
::
انديشه
نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1421
مطالب دیگر در زمینه انديشه
احمدى نژاد و مهدويت - نگاشته شده در
یکشنبه ۲۹ آبان ۸۴ به قلم:: نيما قديمى
تکهاى از آن آيينه شکسته - نگاشته شده در
شنبه ۱۴ آبان ۸۴ به قلم:: پارسا صائبى
نگاه (هانا آرندت) - نگاشته شده در
دوشنبه ۱۴ شهریور ۸۴ به قلم:: آلیوس
برای دیدن همه نوشته های فانوس در این زمینه آرشیو
انديشه را ببینید.
نظرات شما:
درود بر قدیمی عزیز
دقیقا همین گونه بوده است که می فرمایید. این قیام صرفا برای قدرت بوده است و در دوران صفویه برای مقابله با خلیفه های عثمانی؟ سعی کرده اند که مبارزه و جنگ حسین را در قالب یک فرهنگ برای جدایی و رهایی از زیر سیطره حکومت اسلامی، ایجاد کنند.
حال تبدیل به یک فرهنگ؛ بهتر است بگویم اسطوره ایست در باور مردم ایران که قسمتی از هویت شان را تشکیل می دهد. اکنون ایرانی بودن همراه عزاداری حسینی است! همانطور که زئوس قسمتی از یونان و یونانیان است! به هر حال هر چند سخت است اما باید پذیرفت که همین است که هست! ما نمی توانیم یک باور را از یک ملت بگیریم، این یعنی گرفتن هویت!
خلاصه بسیار حرف زدم به خاطر اینکه اکنون بسیار خوشحالم که از فیلترینگ عبور کرده ام و دلم می خواهد عقده هایم را بگشایم! آه که چه شیرین است وقتی که می توانی هر چه می خواهی و به هر اندازه که می خواهی حرف بزنی! آیا این آزادی بیان نیست؟
نوشته شده توسط :
لرد کاوی در روز ۲۳ بهمن ۱۳۸۴، ۳:۴۹ بعدازظهر
نیما عزیز من که نفهمیدم شما دقیقا چه می خواستی بگویی ولی با این نظرت که هدف عاشورا گم شده است موافقم
نوشته شده توسط :
سینا مالکی در روز ۲۴ بهمن ۱۳۸۴، ۹:۴۹ صبح
علي جان، ممنونم. متوجه ام. من دو سه سال پیش هم چین نگاه هایی داشتم. اینکه ما باید حساب اسلام اصلی رو از تند روی ها جدا کنیم درست. اینکه هدف حسین چیزی بالا تر از هدف رسول نبوده درست. اما کربلا مانیفست و شناسنامه ی سیاسی شیعه است. شیعه بواسطه ی قیام حسین زیر بار زور نخواهد رفت. شما توجه بکنید به مسئله ی لبنان و فلسطین. در کل جنگ اهل سنت و جنگ شیعه. همین عراق. حزب الله اسرائیلی ها رو از لبنان بیرون انداختند. مقتدی داشت می رفت که استان جنوبی عراق رو در دست بگیره ولی با استقبال بقیه ی شیعه ها مواجه نشد. در قاموس اهل سنت از همون جنگ صفین چیزی به اسم قیام برابر استکبار ندارند. نیما جان، قبول می کنی که هنوز و حتی در زمان جنگ هم آن همدلی یا به اصطلاح شور حسینی دیده نشده و اگر آن زمان پیش بیاد که کار بر شیعه ها تنگ بشه و حجت تمام بشه(مثلا حمله به ایران) برای اشخاصی که برای حسین عزاداری می کنند سرمایه ها جان هایی است که تقدیم می کنند. شهادتی که شیعه اسلام در نظر گرفته و تعریف کرده بر جنگ هایی که شبیه پینت بال می مونه قاطعا پیروز هست.
می بینی؟ اگر حسین را نداشتیم وضعیت جنگ این نبود که شد. ما در جنگ هیچ چیز نداشتیم. خیلی کمتر از عراقی ها داشتیم. فقط سرمایه جان بود و اخلاص.
حسین، "چه گوارا" ی ماست. یک جور روحیه و رجا و امید برای مبارزه. سمبل آزادگی و عزت. خوب یا بد دیر یا زود، حسین سمبل ایستادگی است و بدون او ما به داشتن چنین شخصیتی در اسلام افتخار نمی کردیم. بدون او غرب از ما ترس نداشت. بدون او انقلاب ایران نمی شد و تا آخر دنیا ذلیل و وابسته و نوکر جوامع غربی بودیم. ملت و نیروی هوایی با همین شور حسینی 21 و 22 بهمن بدون اسلحه بیرون ریختند و مبارزه ی مردانه کردند.
ملت های عربی را ببینید. از دل این ها یک صلاح الدین درست و حسابی هم در نمیاید. چرا؟ چون حسین را ندارند.
نگاهی که شما به دین داری، طبعا نگاه معنوی و اخروی دین اسلام هست اما ارادت به شور حسینی علاوه بر عزت نفس، شهادت در راه فرمان خدا یک نوع دیدگاه سیاسی است.
در رابطه با نگاه صرف دینی به دین اسلام با شما موافقم که چیزی بالاتر از قرآن و سخن رسول نیست.
نوشته شده توسط :
میلاد در روز ۲۴ بهمن ۱۳۸۴، ۴:۰۷ بعدازظهر
میلاد جان
از اتفاق من هم مىخواستم حسين را با چهگوارا مقايسه کنم، ولى خودسانسورى کردم؛ خوب شد که شما خودتان اين کار را کرديد. من هيچ مخالفتى با نظر شما ندارم. منتها تکرار مىکنم، اگر اين ديدگاه شما را بپذيريم، بايد نتيجههاى آنرا هم بپذيريم و آنهم اينکه همين هيئتىها بر سر ما حکومت کنند و وضع مملکت را به آنچه شاهدش هستيم برسانند … يک بار ديگه به تمام دنيا اعلام جنگ کنيم، دوباره به اسم عاشورا و حسين جوانانمان را به کشتن بديم و دست آخر اگر امام زمان ظهور نکرد جام زهر بنوشيم… البته اسم اين شهادت است… بحثى نيست، فقط خواستم به پىآمدهاى موضعمان آگاه باشيم …
نوشته شده توسط :
نیما قدیمی در روز ۲۵ بهمن ۱۳۸۴، ۴:۱۱ بعدازظهر