<رضاخان احمدى‌نژاد جمعه ۸ اردیبهشت ۸۵

خيلى‌وقت‌ها، انبوه موضوع‌هاى دور و بر و فرکانس بالاى واقعه‌ها فرصت نوشتن را از آدم مى‌گيرد. نيروى انتظامى طرح مبارزه با بد‌حجابى را شروع ‌‌مى‌کند، يکى مى‌گويد جمهورى اسلامى هر وقت مى‌خواهد کارى انجام دهد، عکس آن را در بوق و کرنا مى‌کند، پس قرار است دست از سر زنان بردارد. ديگرى مثل من مى‌گويد جاى ديگرى کار ديگرى قرار است بکند، ذهن مردم را درگير اين ماجرا مى‌کند. هنوز جوهر تحليلمان خشک نشده که مى‌شنويم، مهدى بيا که احمدى‌نژاد روشن‌فکر شده و گفته با ناهنجارى‌هاى فرهنگى نمى‌توان برخورد فيزيکى کرد. هنوز اين خبر را هضم نکرده‌ايم که دستور مى‌فرمايند زنان را به ورزشگاه‌ها راه بدهيد. گروهى مى‌گويند فريب نخوريد، اين يک بده بستان سياسى است و ديگرى مى‌گويد خريد وجهه بين‌المللى است و ديگر سو، فعالان پيش‌رفت ناگزير حلزونى‌شان را جشن مى‌گيرند. راستش من هم مطلبى آماده کرده بودم که قبل از ارسال ديدم علماى اعلام فتواى مخالفت داده‌اند، لابد که اليوم ورود اناث به استاديوم‌هاى ورزشى باى نحو کان در حکم محاربه با امام زمان است و لابد از فردا زنان دربار قليان‌ها را خواهند شکست!‌ با اين حال ايرادى که من نوشته‌ام هنوز وارد است، چه دستور رئيس جمهور محترم اجرا شود چه فتواى علماى اعلام و مراجع عظام. با اين توضيح که به مقدمه افزودم، بقيه مطلب را بدون تغيير ارايه ‌مى‌کنم:

«راستش هميشه از دعواى ديگران مى‌ترسيدم، چه رسد به اين‌که خودم يک طرف دعوا باشم، از طرفى مى‌ترسم به حساب سرسنگينى‌ام گذاشته شود، اين‌که به بسيارى از پديده‌هاى حتا اجتماعى دور و برم، با ديد آن حيوان نجيب نهيليست جورج اورول نگاه مى‌کنم، يا دست کم از ديد فعالان، مشاهده‌گرى کنج عافيت نشين به نظر آيم که تنها تفاوتش با مسافران اتوبوس گذرى اينست که به باتوم خوردن بانوى سرشناس ايرانى نمى‌خندد. بنا ندارم اين احتمال را يادآدورى کنم که شايد اين ناظر به‌ ظاهر بى‌تفاوت، خود هزينه‌هايى پرداخته باشد؛ بلکه سعى دارم به بازى‌گر ياد آور شوم تماشاچى هم چيزهايى مى‌بيند که او در گرماگرم بازى نمى‌بيند …

خانم خبرنگار عزيز، اين پيروزى کمينه هم غنيمت است. تبريک مرا هم ‌پذيرا باشيد. من بيشتر از شما مى‌گويم، اين‌که احمدى‌نژاد براى يک بده بستان سياسى هم که شده از ادبياتى متفاوت استفاده کند، خود پيروزى است. لابد انصاف داريم که بدانيم اين ادبيات شايد تنها بازمانده‌ى مرحوم اصلاحات است. و نيز شک نداريم که اگر نبود فعاليت شما و دوستانتان، اين موضوع، بار و امتياز لازم را براى طرح در آن بده بستان‌ نداشت. اما اين همه دليل آن نمى‌شود که کسى سراغ آن بده بستان را نگيرد. از ارزش کار شما نمى‌کاهد اين‌که کسى بگويد حکومت مى‌داند که نمى‌تواند با به اصطلاح بدحجابى درگير شود، پس از طرفى با اجراى يک نمايش زود گذر دل انصار حزب‌الله و خانواده شهدا را به دست مى‌آورد و هم به جاى اين‌که تن به شکست دهد، با مهرورزى و روشن‌فکرى احمدى‌نژاد، آبرومندانه عقب‌نشينى مى‌کند. يا اين‌که براى افزايش قدرت مانورش در پرونده‌ى هسته‌‌اى، تنش‌هاى کم اهميت‌تر را حل مى‌کند. اين‌ها را من نمى‌خواستم بگويم، گرچه به جاى خود محتمل‌ هم هستند. دروغ نگويم اولين چيزى که در متن پيام رئيس جمهور توجهم را جلب کرد، نگارش درست فارسى و به خصوص استفاده نکردن از جمع‌هاى مکسر و عربى بود، البته تا پاراگراف آخر. چون خودم مى‌دانم چه‌قدر اين وسواس جمع نبستن با «ون»، «ين» و «ات» سخت است، هم‌چنان که خودم گاه از خيرش مى‌گذرم، آن دو سه مورد آخر را به نويسنده متن فوق ارفاق مى‌کنم. نمى‌دانم چرا اين موضوع خيلى برايم مهم بود، شايد چون اين اولين مطلب ايشان است که من خوانده‌ام و متن‌هاى قبلى نيز همين‌طور بوده‌اند (و اين هم اهميت موضوع را براى من نشان مى‌دهد که برآنم داشته تا براى اولين بار پيام رئيس‌جمهور محبوب را بخوانم!)

از سبک نگارش متن که بگذرم، موضوع ديگرى برايم بسيار بسيار مهم است. آن موضوع اين نيست، که اولويت‌هاى ديگرى هست و نه اين‌که فرض کنيد مگر با وجود اين‌ همه مشکل‌هاى مهم‌تر براى زنان، اصلا حضور در ورزشگاه مسأله‌ى چند درصد از زنان ماست. اين‌که طلاق، حضانت فرزندان، فقر، فحشا و خيلى موردهاى ديگر مهم‌‌تر و فراگيرتر هستند. نه، مسأله‌ى من اينست که اين آقا بعد از ادعاى باب امام زمان بودن، دارد رضاخان‌بازى در مى‌آورد. يعنى چه که يک رئيس جمهور به خود اجازه دهد يک روند جاافتاده مثل تغيير ساعت را بى هيچ توضيحى لغو کند و اين‌بار باز بدون هيچ مقدمه‌اى در ورزشگاه‌ها را به روى زنان باز کند. آيا نبايد از او پرسيد، تا حالا چرا بسته بود و شما بر چه اساسى باز کرديد. اگر پيش از اين بسته بودن درها اشتباه بوده، چرا با عاملان ضرب و شتم دختران در ورودى ورزشگاه آزادى برخورد نمى‌شود؟ چرا کسى به خاطر حقى که در تمام اين سال‌ها از زنان ما ضايع شد (در همين مورد فقط) عذرخواهى نمى‌کند؟ اگر تا حالا آن رفتار درست بوده و امروز شرايط عوض شده، اين آقا موظف است تغيير پيش آمده را براى ملت توضيح دهد، نه اين‌که مثل اعلا حضرت همايونى، آمرانه حکم بفرمايند. اين مثال شايد مناقشه برانگيز باشد ولى براى دوستان مذهبى مى‌گويم، گويا يکى از خليفه‌هاى عباسى، يکى از امامان را به دربار مى‌‌خواند و به او مى‌گويد حد و مرز فدک را بگو تا ما اين ارثيه غصب شده را به شما برگردانيم، حضرت هم مرز تمام جهان اسلام آن روز را مى‌گويد؛ يعنى ادعاى ما خيلى بيشتر از اين‌هاست!

اين موضوع در مقياسى کوچک‌‌تر شبيه پذيرش حکم حکومتى بود در کانديداتورى معين. معين مطابق قانون يا صلاحيت داشت يا نه. وقتى رهبر از وراى قانون پذيرش اين صلاحيت را اعمال کرد، تن‌دادن به آن يعنى تن‌دادن به نقض قانون. در اين‌جا هم به نظر من پذيرش اين پيش‌کشى کمينه (يا حتا بيشتر) به رسميت شناختن نقش رضاخانى احمدى‌نژاد است. دست‌کم اگر مى‌پذيريد، بخواهيد عاملان برخوردهاى ناشايست قبلى را توبيخ کند يا دست‌کم براى روال پيشين پوزش بخواهد.» [و حال که احتمال عقب نشينى‌اش در برابر فشار علما هست، به او اعتراض کنيم که احمدى‌نژاد بى‌عرضه، استعفا، استعفا! و اگر مثل خاتمى لبخند تحويلمان داد، بياييم و در وبلاگ‌هامان مسخره‌اش کنيم و اگر فيلتر و زندانى‌مان نکرد، آن‌وقت جشن بگيريم.]

پانويس: درست متوجه نشدم منظور نکته معترضه پرستو را در اين‌که از لفظ مبارزه استفاده نمى‌کنند، چون يادآور جبهه و رزمندگان است. اگر منظورشان نفى خشونت است، به نظرم لفظ مبارزه نبايد چنين بار معنايى داشته باشد. شاهدش فرض کنيد مبارزه‌ى انتخاباتى که شيوه‌اى‌است کاملا دموکراتيک. اگر نه جاى دل‌خورى دارد، به خاطر جوان‌هاى بسيارى که دو سال در برابر تجاوز عراق (يا بگو نابخردى دانشجويان پيرو خط امام) و شش سال به خاطر زياده طلبى عالى‌جنابان، از خاک اين مملکت دفاع کردند تا امروز، زنان ما اين حد از موجوديت را داشته باشند که براى احقاق حقوق پاى‌مال شده‌شان مبارزه کنند. قبول دارم بسيارى که گاه هيچ سابقه‌ى حضور در جبهه نداشته‌اند، واژه بسيج را به گند کشيده‌اند؛ اما فراموش نکنيم رزمنده کسى بوده که از خاک اين مملکت دفاع کرده (نه آن‌که بعد از جنگ درگير بازى‌هاى کثيف سياسى شده) دور و برتان را نگاه کنيد، خيلى از اين اطرافيان که قيافه و رفتارشان با شما هيچ تفاوتى ندارد، شايد روزى رزمنده بوده‌اند و امروز بى هيچ نشانه‌ و ستاره‌اى حتا در کنار شما هستند، تازه آن ستاره‌دارها هم قربانيان همان جنگ‌اند، مثل من و شما گرچه به شکلى ديگر.



نيما قديمى :: April 28, 2006 :: سیاست

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1449

مطالب دیگر در زمینه سیاست

همه ما لایق "فردا" هستیم! - نگاشته شده در جمعه ۳ تیر ۸۴ به قلم:: سحر حکمت
مراسم پوززنی - نگاشته شده در چهارشنبه ۱ تیر ۸۴ به قلم:: عباس معروفی
پراکنده‌گويى در مورد انتخابات - نگاشته شده در چهارشنبه ۱ تیر ۸۴ به قلم:: نيما قديمى

برای دیدن همه نوشته های فانوس در این زمینه آرشیو سیاست را ببینید.

نظرات شما:

با اوضاع قمر در عقربی که در حال پیش آمدن است، زمان آن رسیده که هرکس موقعیت و جبهه خود را تعیین کند.
http://rokgoo.blogspot.com/2006/04/blog-post_28.html

نوشته شده توسط : رک‌گو در روز ۹ اردیبهشت ۱۳۸۵، ۱:۱۶ بعدازظهر

و امروز روز ملی خلیج فارس است: پیشنهاد ایروا برای بزرگداشت این روز توسط وب نویسان ایرانی
http://www.irwa.blogfa.com/

و امروز روز ملی خلیج فارس است

روزی که در آن با همت دلیران ایران زمین ، اشغالگران پرتغالي از خليج فارس اخراج شدند.

برای زنده نگاهداشتن نام خلیج همیشه فارس پیشنهاد می کنیم که امروز ،

تمامی وب نویسان ایرانی در اقدامی هماهنگ و سراسری ، مطلبی در بزرگداشت این روز در صفحه اول وب نوشت (وبلاگ) و یا وبگاه (وب سایت) خود قرار دهند.
در این راستا می توان با استفاده از توان وب نویسان ایرانی خارج کشور ، مطالبی در زمینه این روز به زبان انگلیسی و حتی سایر زبان های زنده دنیا تهییه نمود

وب نوشت گروهی ایروا )وب نوشت گروهی ایرانیان خارج کشور( نیز سعی می کند مطالب مفیدی در این زمینه جمع آوری و عرضه نماید

پیوند های مرتبط: کاریکاتورهای خلیج فارس، درباره خلیج فارس ،فستیوال خلیج فارس

http://www.irwa.blogfa.com/

نوشته شده توسط : ایروا در روز ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵، ۱۰:۵۶ صبح