<خود کرده را تدبیر نیست! دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۸۵
همیشه گفتهام، باز هم میگویم که خود کرده را تدبیر نیست!
به یاد دارم آن روزهایی که بعضی فریاد میزدند، گلویشان را پاره میکردند که ای مردم ایران، تو را به آن کسی که دوست دارید، انتخابات را تحریم نکنید، جان عزیزتان به خودتان ظلم نکنید؛ و هزاران دلیل و برهان میآوردند که این پشت کردنها و بیتفاوتیها به وضعیت خودتان، کار را خرابتر میکند. اما گوش شنوایی پیدا نمیشد!
همیشه به اصلاحات معتقد بودهام و معتقدم که هرگونه دگرگونی باید از درون اصلاحات صورت بگیرد. اگر انقلاب و سرنگونی و نابود کردن حکومتها در طول تاریخ جواب داده بود، انقلاب فرانسه به ناپلئون و انقلاب ایران به این وضعیت ختم نمیشد؛ و چه بسیار انقلابها و کودتاهایی را میشناسیم که ناموفق بودهاند.
اینبار نیز وضع بهتر نخواهد بود (اگر حملهای از سوی آمریکا صورت بگیرد). متاسفانه همانطور که پرنده در قفس در مطلب گذشتهاش ذکر کرد، مردم ما هیچ حافظهای نسبت به سختیهایی که در این مدت صد سال پس از انقلاب مشروطیت کشیدهاند، ندارند؛ جنگ 8 ساله ایران و عراق را چه زود فراموش کردیم و باز هم چنین خواهیم کرد!
این مردم احساسیتر از این حرفها هستند، که موقعیت صحیح را تشخیص دهند، اینان هیچ تفاوتی با 27 سال پیش خودشان نکردهاند که بدون فکر به خیابان ریختند و فریاد مرگ بر شاه سر دادند. اینان همانهایی هستند که صبح برای مصدق شعار میدهند و بعد از ظهر برای شاه!
نکتهای که مرا به این نتیجه واداشت و برایم حیرتانگیز است، نتیجه نظرسنجی است که ناصر خالدیان در وبلاگش در مورد علاقه به حکومت جمهوری اسلامی قرار داده است. بیشترین درصد افراد نظرشان این بوده است که "دولت سرنگون شود و نیز برای این سرنگونی هیچ ایده جایگزینی هم ندارند!!!"، بعد از آن در مقام دوم کسانی هستند که اعتقاد به سرنگونی دارند و برای آن ایده هم دارند. سپس نوبت به طرفداران اصلاحات میرسد و بعد از آن هم به طرفداران سرسخت دولت!
مردمی که هیچ آینده روشنی را نمیتوانند برای خود و مملکتشان تصور کنند، وای به حالشان! تنها میخواهند از وضع کنونی فرار کنند، حال به هر روشی که بشود و ممکن باشد. کسی نیست بپرسد این فرار از برای چیست؟ کسی نیست بپرسد تا کی میخواهید از خودتان فرار کنید؟ آیا صد سال کافی نبوده است؟ وقت آن نیست که بخواهید خودتان را اصلاح کنید؟
وقتی که این نظر سنجی را میبینم، با خود میگویم که این مردم همانها هستند که از روی شکم حرف میزنند و همینگونه هم تفکر میکنند. این مردم را هر اتفاقی که سرشان بیاید نیکوست؛ اینان هماننانی هستند که اعتقاد دارند همه چیز باید یک شبه صورت بگیرد، اینان همانانی هستند که حلبچهها، خرمشهرها، شهیدان، نابودیها و بمبارانها را زود فراموش کردهاند! اینان همانانی هستند که برای مخالفت و لجبازی بچگانهشان، انتخابات را تحریم کردند و مملکت را به هر آنچه پیش آید، خوش آید سپردند!
با اینان چه میتوان کرد، به اینان چه میتوان گفت، جز اینکه بگوییم: "خود کرده را تدبیر نیست!"

