<زنان برتر پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۸۵
تا وقتي كه ميكروسكوپ اختراع نشده بود و پزشكان نتوانسته بودند سلول جنسي زن را به چشم خود ببينند، همه فكر ميكردند كه اين سلول جنسي مرد (يعني اسپرم) است كه به تنهايي حيات را به وجود ميآورد. زن موجودي مجسم ميشد كه در بهترين حالت لياقت اين را دارد كه محلي براي رشد و نمو در اختيار مرد قرار دهد. يعني زن دستبالا يك مزرعه بود كه مرد در آن ميوهي زندگي خود را ميكاشت. اين ديدگاه شايد در كنار برتريهاي فيزيكي كه طبق قانون جنگل مرد بر زن داشت (قدرت بازو) باعث شد كه زن هميشه جنس دوم باشد. همان طور كه با شروع عصر كشاورزي، زمين براي انسان مقدس بود، اما نه بيشتر از گياه. زمين ارزشش را از گياه ميگرفت و لاجرم ارزش زن به خاطر بچههايي بود كه ميآورد. و تازه آن هم در صورتي بود كه شانس ميآورد و بچه پسر ميشد. وگرنه به دنيا آوردن موجودي كه قرار است كشتزار ديگران شود چه افتخاري ميتوانست باشد؟
با كشف تخمك و اثبات نقش مؤثر و فعال زن در فرآيند توليد مثل، زن از يك موجود منفعل به يك موجود فعال تبديل شد. البته كسي به روي خودش نياورد كه اين نقش فعال از ابتداي خلقت وجود داشته و تازه كشف شده است. به عبارت ديگر كسي خسارت زنان در اين همه سال را نپرداخت و حتي محاسبه نكرد. اما در هر صورت حالا زن ميتوانست سر بلند كند و حقوق برابر با مرد را طلب كند. اين اتفاق در عمل نيز افتاد. البته اين نكته كه سلول جنسي مرد است كه جنس جنين را تعيين ميكند نيز به زنان كمك كرد كه قيافهي حق به جانب به خود بگيرند كه: اگر دختر دوست نداريد، خودتان برويد و فكري به حال اسپرمهاي خود بكنيد.
اما اين پيشرفت كافي نبود. با پيشرفتهايي كه در علم ژنتيك رخ داده است، اكنون دانشمندان قادرند از سلولهاي غيرجنسي جنين تهيه كنند. اما مهمتر اين است كه همين فرآيند با سلول جنسي زن نيز (به تنهايي) قابل انجام است. و جالبتر آن كه اسپرم نميتواند اين فرآيند را به تنهايي انجام دهد. به عبارت ديگر با يك تخمك ميتوان بكرزايي انجام داد ولي اسپرم نميتواند بكرزايي كند. حالا زنان ميتوانند به تنهايي و بدون حضور شريك جنسي بچهدار شوند اما اين كار را مردان نميتوانند انجام دهند. تازه اين جنين در نهايت در رحم زني بايد رشد كند كه مردان از داشتن اين بخش نيز محروماند. به قول يكي از دوستان فمينيست، اين كار كه از حالت آزمايشگاهي درآيد و به توليد برسد، ديگر مردان به هيچ دردي نخواهند خورد!
من البته با چنين دوستاني همزبان نيستم اما فكر ميكنم قرنها ظلمي كه بر زنان رفته است بايد چنين واكنشهايي را برانگيزد تا جو ظالمانهاي را كه حتي امروز عليه زنان ادامه دارد تعديل كند. عدالت هزينه دارد و اين هزينهاي است كه بايد مردان دستكم بخشي از آن را بپردازند. فمينيسم از اين جهت كه در اين راستا حركت ميكند قابل احترام است. من فكر ميكنم زنان حالا حق دارند كه خود را جنس برتر بدانند. زنان حق دارند كه بدون نياز به مردان بچهدار شوند و به آنان فخر بفروشند. زنان حق دارند كه مردان را جنس دوم بدانند. باشد تا روزي تمام مردم تصوري برابر از حقوق زن و مرد در ذهن خود داشته باشند و به هيچ كس به خاطر زن بودن ظلم نشود.

