<آذريها را چه شده است؟ یکشنبه ۷ خرداد ۸۵
اين روزها از آذريزبانها اخبار خوبي نميرسد. موج تعصب اين عده از هموطنان به اشتباه به سوي روزنامهاي و كاريكاتوريستي نشانه رفته است و كاريكاتوري را كه در نظر اول اصلا به نظر نميرسد مشكلي داشته باشد به دستآويزي براي اعتراضهاي شديد تبديل شده است.
من در همين دو سه جملهي اول سعي كردم تا خيلي صريح و روشن نظرم را در مورد آن چه در اين روزها در حال اتفاق افتادن است را اعلام كنم. اما مسايل مهم ديگري هم هست كه به هيچ وجه نبايد از نظر دور بماند.
چند سال است كه فارسها، جوك تركي ميگويند؟ چند سال است كه به خود اجازه ميدهيم عدهاي از هموطنانمان را فقط به جرم اين كه زبانشان با ما فرق ميكند، آماج تمسخر و استهزاء قرار دهيم؟ چند سال است كه وقتي كسي با لهجهي آذري صحبت ميكند، قبل از اين كه بفهميم چه ميگويد، آماده ميشويم كه لهجهاش را مسخره كنيم؟
در چنين فضايي، واقعا آذريها تا به حال خيلي آدمهاي نجيب و خودداري بودهاند كه شورش به راه نيانداختهاند. حالا در واقع فرصتي به كف آمده كه عقدهي اين همه سال توهين را به نحوي بيرون بريزند و در اين حال عقدهگشايي نميتوان انتظار گفتمان و نرمش داشت. آيا ميشود از كسي كه سالهاست مورد استهزاء قرار ميگيرد انتظار داشته باشيم در اين موقعيت كه فرصتي براي بيان خشم فروخوردهي سالها به دست آورده بنشيند و عاقلانه فكر كند و تصميمهاي باكلاس متمدنانه بگيرد؟ خير.
ما قرار است به ظلم اعتراض كنيم. فرقي نميكند كه چه كسي ظلم كند. بياييد شجاعتش را داشته باشيم و با صداي بلند اعلام كنيم كه اين ظلم، از جمهوري اسلامي ناشي نميشود. اين ظلم تقصير احمدينژاد نيست. اين ظلم را من كردهام. اين ظلم را شما كه اين متن را مي خوانيد و هر روز چند تا جوك تركي مي گوييد و ميشنويد و ميخنديد كردهايد. اين ظلم را همهي ما فارسزبانها مرتكب شدهايم.
اين وضع آن قدر گسترش پيدا كرده است كه خيلي وقتها وقتي كسي در راديو با لهجهي آذري صحبت ميكند همه انتظار يك عمل و يا حرف احمقانه را از او داريم. وقتي در سايتي جوكي را از شخصي!!! ميخوانيم، هم او كه آن مطلب را نوشته (و البته اسمي از ترك بودن مورد نميآورد) و هم ما كه آن مطلب را ميخوانيم ميدانيم كه منظور چه بوده است. بياييد شجاعتش را داشته باشيم و به اشتباه خود اعتراف كنيم و ديگر اين وضع را ادامه ندهيم.
حالا در اين بين برداشت كساني كه وضعيت به وجود آمده را توطئهي روزنامهي دولتي!!! ايران ميدانند و لابد مانا نيستاني را دستنشاندهي جمهوري اسلامي! و آنان كه پيشنهاد تشكيل آذربايجان مستقل را ميدهند نيز كاملا مشخص است كه از كجا ميآيند و چه مقصودي دارند. به نظر من هدف وسيله را توجيه نميكند. حال كه سيستان و بلوچستان شلوغ است و هر روز بمبي (آن هم در مناطق اقليتنشين، چه از نظر قومي و چه از نظر مذهبي) عدهاي از هموطنانمان را به ديار باقي ميفرستد، دامن زدن به آتش چنين شورشهاي متعصبانه، كور و بيهدفي هيچ فايدهاي به جز كمك به جنگطلبان نميكند.
گيرم كه وزير ارشاد عوض شود، صفار هرندي ميرود و خود حسين آقاي شريعتمداري ميآيد جايش! اشكال جاي ديگر است. تنها در فضاي منطقي و عقلاني و دور از هيجان ميشود انتظار اصلاحات مؤثر را داشت.

